خانه » مهدویت » روایات صحیح السند «مهدویت» از طریق اهل البیت (ع)

روایات صحیح السند «مهدویت» از طریق اهل البیت (ع)

A0807642

مقدمه

اعتقاد به مهدویت و منجی آخر الزمان، یکی از اعتقاداتی است که تمام مسلمانان بر قبول آن اتفاق دارند و تأکید دارند که شخصی در آخر الزمان از نسل حضرت زهرا سلام الله علیها قیام خواهد کرد و زمین را که پر از ظلم و جور شده است، از عدل و داد آکنده می‌سازد.

متأسفانه در این اواخر دیده شده است که برخی از علمای وهابی در این مسأله  تشکیک کرده و می‌گویند که روایات مهدویت از طریق اهل تسنن با سند صحیح نقل نشده است؛ بلکه حد اکثر «حسن» هستند. به همین خاطر اثبات اصل مهدویت ممکن نیست و تشکیک در آن اشکالی ندارد.

برخی دیگر پارا فراتر گذاشته و ادعا کردند که حتی از طریق شیعه نیز اصل مهدویت قابل اثبات نیست و هیچ روایت صحیحی در این زمینه وجود ندارد.

گاهی نیز ادعا کرده‌اند که حتی یک روایت صحیح وجود ندارد که امام حسن عسکری علیه السلام صاحب فرزند شده باشند.

در پاسخ به این شبهه واهی که بیشتر بی‌سوادی و عناد گوینده‌اش را ثابت می‌کند، بر آن شدیم تا مقاله‌ای در این زمینه تهیه نماییم تا چهره واقعی شبهه افکنان برای مردم منصف و متدین آشکارتر شود.

از دیدگاه ما، روایات مهدویت چه از طریق اهل تسنن و چه از طریق اهل البیت علیهم السلام، با سندهای صحیح و بلکه به صورت متواتر نقل شده است.

ما در ابتدا تصریحات بزرگان اهل سنت و حتی وهابی را در باره «تواتر احادیث مهدویت» نقل و سپس به موضوع احادیث شیعیان در این زمینه خواهیم پرداخت.


تواتر أحادیث مهدویت از دیدگاه اهل تسنن ووهابیت

تعداد زیادی از علماء و بزرگان اهل تسن و حتی وهابی تصریح کرده‌اند که احادیث مهدویت متواتر هستند و حتی برخی از آن‌ها گفته‌اند که منکران حضرت مهدی علیه السلام کافر هستند. ما به جهت اختصار به چند مورد اشاره می‌کنیم:

علامه قرطبی: احادیث مهدویت صحیح و متواتر هستند

قرطبی، تفسیر پرداز شهیر اهل سنت در تفسیر خود در ذیل آیه مبارکه ۳۳ از سوره توبه: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ او کسى است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!» می‌نویسد:

وقال السدی: ذاک عند خروج المهدی لا یبقى أحد إلا دخل فی الإسلام أو أدى الجزیه وقیل: المهدی هو عیسى فقط وهو غیر صحیح لأن الأخبار الصحاح قد تواترت على أن المهدی من عتره رسول الله صلى الله علیه وسلم فلا یجوز حمله على عیسى.

سدی گفته: این وعده خداوند در زمان خروج حضرت مهدی علیه السلام تحقق می‌یابد، همان زمانی که کسی باقی نمی‌ماند؛ مگر این که مسلمان می‌شود یا جزیه پرداخت می‌کند.

گفته شده است که مهدی، همان عیسی علیه السلام است نه کس دیگری. این سخن درست نیست؛ زیرا روایات صحیح به صورت متواتر نقل شده است که مهدی علیه السلام از نسل رسول خدا صلی الله علیه وآله است؛ پس جایز نیست که آن را بر عیسی علیه السلام حمل کنیم.

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح (متوفاى۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج۸، ص۱۲۲، ناشر: دار الشعب – القاهره.

سفارینی الحنبلی: روایات مهدویت متواتر معنوی است و منکر آن کافر

محمد بن أحمد بن سالم السفارینی الحنبلی متوفاى۱۱۸۸هـ در کتاب لوامع الأنوار البهیۀ، تصریح می‌کند که روایات مهدویت متواتر معنوی است، او از فرزندان فاطمه زهرا سلام الله علیها است و سپس می‌گوید که بر اساس روایات، هر کس منکر حضرت مهدی علیه السلام شود، کافر است:

ومنها : أی من أشراط الساعه التی وردت بها الأخبار وتواترت فی مضمونها الآثار أی من العلامات العظمى وهی أولها أن یظهر «الإمام» المقتدى بأقواله وأفعاله «الخاتم» للأئمه فلا إمام بعده کما أن النبی صلی الله علیه وسلم هو الخاتم للنبوه والرساله فلا نبی ولا رسول بعده….

وأما نسبه فإنه من أهل بیت رسول الله صلى الله علیه وسلم.

ثم إن الروایات الکثیره والأخبار الغزیره ناطقه أنه من ولد فاطمه البتول ابنه النبی الرسول صلى الله علیه وسلم ورضی عنها وعن أولادها الطاهرین، وجاء فی بعض الأحادیث أنه من ولد العباس والأول أصح…

قال بعض حفاظ الأمه وأعیان الأئمه أن کون المهدی من ذریته صلى الله علیه وسلم مما تواتر عنه ذلک فلا یسوغ العدول ولا الالتفات إلى غیره….

قد کثرت الأقوال فی المهدی حتى قیل لا مهدی إلا عیسى، والصواب الذی علیه أهل الحق أن المهدی غیر عیسى وأنه یخرج قبل نزول عیسى علیه السلام، وقد کثرت بخروجه الروایات حتى بلغت حد التواتر المعنوی وشاع ذلک بین علماء السنه حتى عد من معتقداتهم.

وقد روى الإمام الحافظ ابن الإسکاف بسند مرضی إلى جابر بن عبد الله رضی الله عنهما قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم «من کذب بالدجال فقد کفر ومن کذب بالمهدی فقد کفر»…

فالإیمان بخروج المهدی واجب کما هو مقرر عند أهل العلم ومدون فی عقائد أهل السنه والجماعه وکذا عند أهل الشیعه أیضا لکنهم زعموا أنه محمد بن الحسن العسکری کما تقدم.

خروج حضرت مهدی علیه السلام یکی از علامت‌های قیامت است که روایات در این باره وارد شده است و مضمون این روایات متواتر است. یکی از علامت‌های بزرگ قیامت و نخستین آن‌ها این است که امامی ظهور می‌کند که لازم است به گفتار و کردار او اقتدا شود، او خاتم امامت است و هیچ امامی پس از او نخواهد آمد؛ همان‌طوری که رسول خدا صلی الله علیه وآله خاتم نبوت و رسالت بود و هیچ  نبی و رسولی بعد از او نخواهد آمد.

اما نسب او: به درستی که او از خاندان رسول خدا صلی الله علیه وآله است. زیرا روایات بسیاری در این باره وارد  شده است که ثابت می‌کند او از نسل فاطمه زهرا دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله است. در برخی از روایات آمده است که او از نسل عباس است؛ ولی روایات دسته اول صحیح‌تر هستند.

بعضی از حفاظ و سرشناسان ائمه گفته‌اند: این که حضرت مهدی از نسل رسول خدا صلی الله علیه وآله است، به صورت متواتر نقل شده است؛ پس جایز نیست که ما از آن عدول و به دیگر اقوال توجه کنیم.

در باره حضرت مهدی دیدگاه‌های متعددی وجود دارد؛ تا جایی که برخی گفته‌اند: مهدی همان عیسی است. اما نظر درست که پیروان حق آن را قبول دارند، این است که مهدی غیر از حضرت عیسی علیه السلام است، او قبل از نزول عیسی خروج می‌کند. روایات در این باره بسیار زیاد است؛ به طوری که به حد تواتر معنوی می‌رسد. این روایات در علمای اهل سنت منتظر شده و از اعتقادات آن‌ها شده است.

امام و حافظ ابن اسکاف با سند مقبول از جابر بن عبد الله نقل کرده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هر کس (خروج) دجال را تکذیب کند، کافر شده است، هر کس (خروج) حضرت مهدی علیه السلام را تکذیب کند، به  درستی که کافر شده است

پس ایمان به خروج مهدی واجب است؛ چنانچه اهل عمل بر همین اعتقاد هستند و از اعتقادات اهل سنت و جماعت نیز به شمار می‌رود. همان‌طوری که شیعیان نیز بر این مسأله اعتقاد دارند؛ اما گمان کرده‌اند که حضرت مهدی همان محمد بن الحسن العسکری علیهما السلام است.

السفارینی الحنبلی، محمد بن أحمد بن سالم (متوفاى۱۱۸۸هـ)، لوامع الأنوار الهیۀ وسواطع الأسرار الأثریۀ، ج۲، ص۷۰، ۸۳، ناشر: المکتب الإسلامی.

أبو الحسین الآبری: روایات مهدویت متواتر هستند:

أبو الحسین محمد بن الحسین الآبری السجستانی متوفای ۳۶۳هـ در کتاب مناقب الامام الشافعی تصریح کرده است که روایات مهدویت متواتر است. مزی در تهذیب الکمال و ابن قیم الجوزیه در کتاب المنار المنیف نوشته‌اند:

قال أبو الحسن الابری: قد تواترت الاخبار استفاضت بکثره رواتها عن المصطفى صلى الله علیه وسلم، یعنی فی المهدی، وأنه من أهل بیته، وأنه یملک سبع سنین ویملا الأرض عدلا، وأنه یخرج عیسى بن مریم فیساعده على قتل الدجال بباب لد بأرض فلسطین، وإنه یؤم هذه الامه، وعیسى صلوات الله علیه یصلی خلفه.

ابو الحسن الابری گفته: روایات به صورت متواتر و از طریق راویان متعدد از رسول خدا صلی الله علیه وآله در باره حضرت مهدی علیه السلام نقل شده است که او از اهل بیت آن حضرت است، هفت سال حکومت می‌کند و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، او همان کسی است که حضرت عیسی به همراه او خروج  کرده و او را در کشتن دجال در دروازه‌ای که در سرزمین فلسطین وجود دارد، یاری می‌کند. او امام این امت خواهد شد و عیسی پشت سر او نماز می‌خواند.

المزی،  ابوالحجاج یوسف بن الزکی عبدالرحمن (متوفاى۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص ۱۴۹،  تحقیق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م؛

الزرعی الدمشقی الحنبلی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أبی بکر أیوب (مشهور به ابن القیم الجوزیه ) (متوفاى۷۵۱هـ)، المنار المنیف فی الصحیح والضعیف، ج ۱، ص ۱۴۲، تحقیق: عبد الفتاح أبو غده، ناشر: مکتب المطبوعات الإسلامیه – حلب،الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۳هـ.

محمد بن علی الشوکانی: روایات مهدویت بدون شک متواتر هستند

علامه محمد بن علی الشوکانی کتابی با عنوان «التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر والدجال والمسیح» دارد، در این کتاب تصریح کرده است که روایات مهدویت بدون شک متواتر است. محمد بن جعفر کتانی در کتاب نظم المتناثر سخنان شوکانی نقل کرده است:

وللقاضی العلامه محمد بن علی الشوکانی الیمنی رحمه الله رساله سماها التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر والدجال والمسیح قال فیها والأحادیث الوارده فی المهدی التی أمکن الوقوف علیها منها خمسون حدیثا فی الصحیح والحسن والضعیف المنجبر وهی متواتره بلا شک ولا شبهه بل یصدق وصف التواتر على ما دونها على جمیع الاصطلاحات المحرره فی الأصول وأما الآثار عن الصحابه المصرحه بالمهدی فهی کثیره أیضا لها حکم الرفع إذ لا مجال للاجتهاد فی مثل ذلک اه.

قاضی علامه محمد بن علی الشوکانی یمنی رساله‌ای دارد که عنوان او را «التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر والدجال والمسیح» گذاشته است. در این کتاب گفته: احادیثی که در باره حضرت مهدی علیه السلام که امکان دسترسی به آن‌ها وجود دارد، پنجاه روایت است که برخی از آن‌ها صحیح، برخی حسن و تعداد دیگری ضعیفی است که ضعف آن‌ها قبل جبران است. بدون شک و تردید این روایات متواتر است. بلکه گاهی به روایتی که کمتر از روایات مهدویت بوده، بنابر تمام مبناهایی که در علم اصول وجود دارد، متواتر گفته شده است.

اما روایتی که از صحابه آمده و در آن به مهدی تصریح شده است، زیاد هستند که به همه آن‌ها حکم مرفوع (روایتی که صحابی از پیامبر نقل می‌کند) داده می‌شود؛ زیرا محال است که آن‌ها در چنین مسأله‌ای اجتهاد کرده باشند.

الکتانی، ابوعبد الله محمد بن جعفر (متوفاى: ۱۳۴۵ هـ)، نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، ج۱، ص۲۲۷، تحقیق: شرف حجازی، ناشر: دار الکتب السلفیه – مصر.

محمد بن جعفر الکتانی: ابن خلدون اشتباه کرده، روایات مهدویت متواتر است

محمد بن جعفر کتانی در کتاب نظم المتناثر در رد کلام ابن خلدون می‌نویسد که روایات مهدویت متواتر است؛ پس انکار آن شایسته نیست:

وتتبع ابن خلدون فی مقدمته طرق أحادیث خروجه مستوعبا لها على حسب وسعه فلم تسلم له من عله لکن ردوا علیه بأن الأحادیث الوارده فیه على اختلاف روایاتها کثیره جدا تبلغ حد التواتر وهی عند أحمد والترمذی وأبی داود وابن ماجه والحاکم والطبرانی وأبی یعلى الموصلی والبزار وغیرهم من دواوین الإسلام من السنن والمعاجم والمسانید وأسندوها إلى جماعه من الصحابه.

فإنکارها مع ذلک مما لا ینبغی والأحادیث یشد بعضها بعضا ویتقوى أمرها بالشواهد والمتابعات وأحادیث المهدی بعضها صحیح وبعضها حسن وبعضها ضعیف وأمره مشهور بین الکافه من أهل الإسلام على ممر الأعصار وأنه لا بد فی آخر الزمان من ظهور رجل من أهل البیت النبوی یؤید الدین ویظهر العدل ویتبعه المسلمون ویستولی على الممالک الإسلامیه ویسمى بالمهدی.

ابن خلدون در مقدمه خودش طریق‌های روایات خروج حضرت مهدی علیه السلام را به اندازه توان خودش تحقیق کرده و هیچ روایتی را بدون اشکال نمانده است؛‌ ولی علماء سخن او را کرده و گفته‌اند که روایات وارده در این زمینه با اختلافاتی که دارد، بسیار زیاد است و به حد تواتر می‌رسد. این روایات را احمد، ترمذی، ابو داود، ابن ماجه، حاکم، طبرانی، ابو یعلی، بزار و دیگران در کتاب‌های سنن، معاجم و مسانید نقل کرده‌اند و آن‌ها را به گروهی از صحابه نسبت داده‌اند.

بنابراین انکار آن‌ها شایسته نیست و این احادیث با توجه به شواهد و متابعاتی که دارد، همدیگر را تقویت می‌کنند. برخی از احادیث مهدویت صحیح، برخی حسن و برخی ضعیف هستند. مسأله مهدویت بین تمام مسلمانان در تمام زمان‌ها مشهور است که حتما در آخر الزمان مردی از اهل البیت رسول خدا صلی الله علیه وآله ظهور می‌کند، دین را تقویت و عدالت را آشکار می‌کند. مسلمانان او را همراهی کرده و بر تمام ممالک اسلامی حکومت خواهد کرد و «مهدی» نامیده می‌شود.

الکتانی، ابوعبد الله محمد بن جعفر (متوفاى: ۱۳۴۵ هـ)، نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، ج۱، ص۲۲۷، تحقیق: شرف حجازی، ناشر: دار الکتب السلفیه – مصر.

عظیم آبادی: احادیث مهدی منتظر متواتر است

شمس الحق عظیم آبادی در کتاب عون المعبود، پس از نقل کلام  محمد بن علی شوکانی و دیگر علمای اهل سنت در این باره، می‌نویسد:

فتقرر بجمیع ما سقناه أن الأحادیث الوارده فی المهدی المنتظر متواتره والأحادیث الوارده فی الدجال متواتره والأحادیث الوارده فی نزول عیسى علیه السلام متواتره

پس با تمام آن چیزهایی که ما برشمردیم، ثابت می‌شود که احادیث وارد شده در باره مهدی منتظر، متواتر هستند، همچنین احادیث دجار و نزول عیسی علیه السلام متواتر هستند.

العظیم آبادی، محمد شمس الحق (متوفاى۱۳۲۹هـ)، عون المعبود شرح سنن أبی داوود، ج ۱۱، ص۳۰۸، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۹۹۵م.

بن باز مفتی اعظم عربستان: هر کس منکر مهدویت شود، کافر است

عبد العزیز بن باز مفتی اعظم سابق عربستان سعودی، یکی از چهره‌های شرسناس وهابیت در زمان معاصر از کسانی است که اعتقاد به مهدویت را پذیرفته و احادیث آن را متواتر دانسته است:

فأمر المهدی أمر معلوم والأحادیث فیه مستفیضه بل متواتره متعاضده، وقد حکى غیر واحد من أهل العلم: تواترها، کما حکاه الأستاذ فی هذه المحاضره، وهی متواتره تواترا معنویا لکثره طرقها واختلاف مخارجها وصحابتها ورواتها وألفاظها، فهی بحق تدل على أن هذا الشخص الموعود به أمره ثابت وخروجه حق…

وقد اطلعت على کثیر من أحادیثه فرأیتها کما قال الشوکانی وغیره، وکما قال ابن القیم وغیره: فیها الصحیح وفیها الحسن، وفیها الضعیف المنجبر، وفیها أخبار موضوعه، ویکفینا من ذلک ما استقام سنده، سواء کان صحیحا لذاته أو لغیره، وسواء کان حسنا لذاته أو لغیره، وهکذا الأحادیث الضعیفه إذا انجبرت وشد بعضها بعضا فإنها حجه عند أهل العلم. فإن المقبول عندهم أربعه أقسام: صحیح لذاته، وصحیح لغیره، وحسن لذاته، وحسن لغیره.

هذا ما عدا المتواتر، أما المتواتر فکله مقبول سواء کان تواتره لفظیا أو معنویا، فأحادیث المهدی من هذا الباب متواتره تواترا معنویا، فتقبل بتواترها من جهه اختلاف ألفاظها ومعانیها وکثره طرقها وتعدد مخارجها، ونص أهل العلم الموثوق بهم على ثبوتها وتواترها.

وقد رأینا أهل العلم أثبتوا أشیاء کثیره بأقل من ذلک، والحق أن جمهور أهل العلم – بل هو اتفاق منهم – على ثبوت أمر المهدی، وأنه حق، وأنه سیخرج فی آخر الزمان.

أما من شذ عن أهل العلم فی هذا الباب فلا یلتفت إلى کلامه فی ذلک.

مسأله مهدویت، یک مسأله قطعی است و احادیث در این زمینه مستفیضه و بلکه متواتر هستند و همدیگر را تقویت می‌کنند. چندین نفر از اهل علم تواتر آن را بازگو کرده‌اند؛ چنانچه استاد در همین مجلس نیز آن را حکایت کرد.

این روایات متواتر معنوی است؛ زیرا طرق آن بسیار زیاد، ناقلین از صحابه ودیگران زیاد است و با االفاظ متعدد نقل شده است؛ پس به درستی دلالت می‌کنند که آمدن این شخص وعده داده شده، قطعی و خروج او حق است.

من روایات مهدویت را زیاد مطالعه کردم؛ پس آن‌ها را همان‌طور یافتم که شوکانی و دیگران گفته‌اند، همان طور که ابن قیم و دیگران گفته‌اند: برخی از روایات آن صحیح و برخی دیگر حسن هستند. همچنین در میان آن‌ها روایت ضعیف که قابل جبران است وجود دارد و احادیث جعلی نیز دیده می‌شود. برای ما آن روایاتی که سندش استقامت دارند، کفایت می‌کنند، چه صحیح لذاته باشد یا صحیح لغیره. چه حسن لذاته باشد و چه حسن لغیره. همچنین اگر احادیث ضعیف جبران شوند و همدیگر را تقویت کنند، از دیدگاه اهل علم حجت هستند؛ زیرا از دیدگاه علما روایات مقبول چند دسته هستند: ا. صحیح لذاته؛ ۲٫ صحیح لغیره؛ ۳٫ حسن لذاته و حسن لغیره.

آن چه گفته شد، بدون در نظر گرفتن تواتر آن است؛ اما روایات متواتر همگی آن‌ها پذیرفته شده است؛ چه تواتر لفظی باشد و چه تواتر معنوی؛ پس احادیث مهدی از این باب است و تواتر معنوی دارند؛ پس با توجه به تواتر آن‌ها و اختلاف در الفاظ و معانی و کثرت طرق و مخارجش پذیرفته می‌شوند. اهل علم که به آن‌ها اعتماد می‌شود، بر متواتر بودن آن‌ها تصریح کرده‌اند

گاهی می‌بینیم که اهل علم، چیزهای زیادی را قبول می‌کنند، با این که سندهای آن‌ها کمتر از احادیث مهدویت هستند. حق این است که عموم اهل علم و بلکه تمام آن‌ها اتفاق دارند که مسأله مهدی ثابت است، این مسأله حق است و او در آخر الزمان خروج خواهد کرد؛ اما سخن افراد شاذ از اهل علم در این باره، ارزش توجه کردن ندارد.

ابن باز، عبد العزیز بن عبد الله، مجموع فتاوی ومقالات متنوعه، الجزء الرابع، ص۹۸ ـ ۹۹،  جمع وترتیب: دکتر محمد سعد الشویعر، ناشر: موقع بن باز.

http://www.binbaz.org.sa/mat/8222

و بازهم در جای دیگر تأکید می‌کند که روایات مهدویت متواتر است و هر کس انکار کند، کافر است:

إنکار الدجال ونزول عیسى علیه السلام

یوجد لدینا رجل ینکر المسیح الدجال والمهدی ونزول عیسى علیه السلام ویأجوج ومأجوج ولا یعتقد فی شیء منها، ویدعی عدم صحه ما ورد فی ذلک من أحادیث، مع العلم بأنه لا یفقه شیئاً فی علم الحدیث ولا فی غیره، وقد نوقش فی هذه الأمور من قبل علماء ولکنه یزعم أن کل الأحادیث الوارده فی هذه الأمور مکذوبه على النبی صلى الله علیه وسلم ودخیله على الإسلام، وهو یصلی ویصوم ویأتی بالفرائض. فما حکمه؟ وفقکم الله.

مثل هذا الرجل یکون کافراً والعیاذ بالله؛ لأنه أنکر شیئاً ثابتاً عن رسول الله علیه الصلاه والسلام، فإذا کان بین له أهل العلم ووضحوا له ومع هذا أصر على تکذیبها وإنکارها فیکون کافراً؛ لأن من کذَّب الرسول صلى الله علیه وسلم فهو کافر، ومن کذَّب الله فهو کافر، وقد صحت وتواترت هذه الأخبار عن رسول الله علیه الصلاه والسلام فی نزول المسیح ابن مریم من السماء فی آخر الزمان، ومن خروج یأجوج ومأجوج وخروج الدجال فی آخر الزمان، ومن مجیء المهدی، کل هذا الأربعه ثابته: المهدی فی آخر الزمان یملأ الأرض قسطاً بعد أن ملئت جوراً، ونزول المسیح ابن مریم، وخروج الدجال فی آخر الزمان، وخروج یأجوج ومأجوج، کل هذا ثابت بالأحادیث الصحیحه المتواتره عن رسول الله صلى الله علیه وسلم، فإنکارها کفر وضلال نسأل الله العافیه والسلامه.

فالدجال والمسیح ابن مریم ویأجوج ومأجوج؛ هؤلاء الثلاثه لیس فیهم شک ولا ریب تواترت فیهم الأخبار عن الرسول صلى الله علیه وسلم، وأما المهدی فقد تواترت فیه الأخبار أیضاً، وحکى غیر واحد أنها تواترت عن النبی صلى الله علیه وسلم، لکن لبعض الناس فیها إشکال وتوقف، فقد یتوقف فی کفر من أنکر المهدی وحده فقط.

أما من أنکر الدجال أو المسیح ابن مریم أو یأجوج ومأجوج فلا شکَّ فی کفره ولا توقف وإنما التوقف فی من أنکر المهدی فقط، فهذا قد یُقال بالتوقف فی کفره وردته عن الإسلام؛ لأنه قد سبقه من أشکل علیه ذلک؛ والأظهر فی هذا والأقرب فی هذا کفره، وأما ما یتعلق بیأجوج ومأجوج والدجال والمسیح ابن مریم فقد کفر نسأل الله العافیه.

سؤال کننده: در این جا افرادی دیده می‌شود که دجال، مهدی و نزول عیسی و یأجوج و مأجوج را منکر می‌شود و به هیچ یک از آن‌ها اعتقاد ندارند و ادعا می‌کنند که روایات وارد شده در این زمینه‌ها صحت ندارد؛ با این که این افراد در باره علم حدیث و دیگر علوم تخصص ندارند. گاهی از جانب علماء نیز مناقشه می‌شود و آن‌ها خیال می‌کنند که احادیث وارد شده در این زمینه‌ها دروغ بر پیامبر است و وارد اسلام شده است؛‌ در حالی که این افراد نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند و واجبات را نیز انجام می‌دهند. حکم این مسأله چیست؟

پاسخ بن باز: چنین شخصی کافر است؛ زیرا او چیزی را انکار کرده است که از رسول خدا صلی الله علیه وآله ثابت شده است؛ پس اگر اهل علم آن را توضیح دهند و مسأله را روشن کنند؛ در عین حال اصرار بر تکذیب و انکار این روایات داشته باشد، کافر است؛ زیرا کسی که رسول خدا را تکذیب کند، کافر است. کسی که خداوند را تکذیب کند، کافر است.

روایات نزول مسیح پسر مریم در آخر الزمان از آسمان، خروج یأجوج و مأجوج، خروج دجال در آخر الزمان و آمدن مهدی با سند صحیح و به صورت متواتر نقل شده است. هر کدام از این چهار مورد قطعی است: مهدی در آخر الزمان زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد؛ پس از آن که پر از جور می‌شود. همچنین نزول عیسی بن مریم، خروج دجال در آخر الزمان و خروج یأجوج و مأجوج. همه این موارد با سندهای صحیح و متواتر از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است؛ پس انکار این موارد کفر و گمراهی است. از خداوند عافیت و سلامت خواستاریم.

پس دجال، مسیح پسر مریم و یأجوج و مأجوج قطعی است و شکی در آن نیست. تردیدی نیست که روایات در این باره از رسول خدا صلی الله علیه وآله متواتر است. اما در باره مهدی نیز روایات متواتر است، چندین نفر تواتر آن را از رسول خدا صلی الله علیه وآله حکایت کرده‌اند؛ ولی بعضی از مردم در آن اشکال گرفته و توقف کرده‌‌اند. پس تنها در کفر کسی که مهدی را انکار کند توقف کرده‌اند.

اما کسی که دجال یا مسیح بن مریم و یا یأجوج و مأجوج را انکار کند، شکی در کفر او نیست و هیچ توقفی نمی‌شود؛ توقف تنها در منکر مهدی است. در این باره گاهی در کفر و ارتدادش از اسلام توقف شده است؛ زیرا کسانی در گذشته به آن اشکال گرفته‌اند؛ اما نظر بهتر و نزدیک‌تر به حق این است که منکر مهدی نیز کافر است؛ اما آن چه متعلق به یأجوج و مأجون و دجال و مسیح است، به درستی که کافر شده است. از خداوند عافیت می‌طلبیم.

بن باز، عبد العزیز بن عبد الله، فتاوی نور علی الدرب، الجزء الأول، ص۳۵۵-۳۵۶

http://www.binbaz.org.sa/mat/21563

بنابراین تردیدی نیست که روایات مهدویت از دیدگاه اهل سنت و حتی وهابیت متواتر است؛ اما کسانی که در این باره تشکیک می‌کنند و می‌گویند روایت صحیحی در این زمینه وجود ندارد، تنها بی‌سوادی و بی‌اطلاعی خود را به رخ همگان می‌کشند و جز آبرو ریزی برای خود، به اعتقاد مهدویت نمی‌توانند هیچگونه خدشه‌ای وارد سازند.


چهل حدیث صحیح در باره مهدویت از طریق اهل البیت علیهم السلام

روایات مهدویت از طریق اهل البیت علیهم السلام فوق تواتر است و حتی می‌توان ادعا کرد که در هیچ زمینه‌ای به اندازه مهدویت روایت نقل نشده باشد. حتی کتاب‌های مستقلی در این زمینه نوشته شده است که بهترین نمونه آن را می‌توان کتاب کمال الدین و تمام النعمه نوشته محدث بزرگ و افتخار شیعه، مرحوم شیخ صدوق معرفی کرد.

همچنین حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی حفظه الله کتابی با عنوان «منتخب الأثر» تألیف کرده‌اند که یکی از بهترین کتاب‌ها در این موضوع به شمار می‌رود.

بنابراین تشکیک درباره مهدویت و روایاتی که از طریق اهل بیت علیهم السلام نقل شده است، نهایت جهل و نادانی ادعا کننده را ثابت می‌کند و بس.

از آن جایی که روایات در این باره بسیار گسترده است، ما تنها به نقل چهل روایت که البته همگی با سند صحیح نقل شده‌اند، بسنده کرده و مشتاقان بحث مهدویت را به کتاب‌های مفصل ارجاع می‌دهیم.

روایات در باره مهدویت از طریق شیعیان به چند دسته تقسیم می‌شود:

دسته اول: تصریح به نام و نسب حضرت مهدی فرزند امام عسکری علیهما السلام

۱٫ نام تک تک ائمه از زبان امام جواد علیه السلام

شیخ کلینی رحمت الله علیه در کتاب کافی با سند صحیح از امام جواد علیه السلام نقل می‌کند که آن حضرت نام تک تک ائمه علیهم السلام را آورده و تصریح می‌کند که حضرت حجت سلام الله علیه، فرزند حضرت امام حسن عسکری علیه السلام است:

عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِی هَاشِمٍ دَاوُدَ بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی علیه السلام قَالَ:

أَقْبَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ومَعَهُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام وهُوَ مُتَّکِئٌ عَلَى یَدِ سَلْمَانَ فَدَخَلَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ فَجَلَسَ إِذْ أَقْبَلَ رَجُلٌ حَسَنُ الْهَیْئَهِ واللِّبَاسِ فَسَلَّمَ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ- فَرَدَّ فَجَلَسَ ثُمَّ قَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَسْأَلُکَ عَنْ ثَلَاثِ مَسَائِلَ إِنْ أَخْبَرْتَنِی بِهِنَّ عَلِمْتُ أَنَّ الْقَوْمَ رَکِبُوا مِنْ أَمْرِکَ‏ مَا قُضِیَ‏ عَلَیْهِمْ‏ وأَنْ لَیْسُوا بِمَأْمُونِینَ فِی دُنْیَاهُمْ وآخِرَتِهِمْ وإِنْ تَکُنِ الْأُخْرَى عَلِمْتُ أَنَّکَ وهُمْ شَرَعٌ سَوَاءٌ

فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام سَلْنِی عَمَّا بَدَا لَکَ قَالَ أَخْبِرْنِی عَنِ  الرَّجُلِ إِذَا نَامَ أَیْنَ تَذْهَبُ رُوحُهُ وعَنِ الرَّجُلِ کَیْفَ یَذْکُرُ ویَنْسَى وعَنِ الرَّجُلِ کَیْفَ یُشْبِهُ وَلَدُهُ الْأَعْمَامَ والْأَخْوَالَ فَالْتَفَتَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام إِلَى الْحَسَنِ فَقَالَ:

یَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَجِبْهُ قَالَ فَأَجَابَهُ الْحَسَنُ علیه السلام فَقَالَ الرَّجُلُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ولَمْ أَزَلْ أَشْهَدُ بِهَا وأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ولَمْ أَزَلْ أَشْهَدُ بِذَلِکَ

وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَصِیُّ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله والْقَائِمُ بِحُجَّتِهِ وأَشَارَ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ

وَ لَمْ أَزَلْ أَشْهَدُ بِهَا وأَشْهَدُ أَنَّکَ وَصِیُّهُ والْقَائِمُ بِحُجَّتِهِ وأَشَارَ إِلَى الْحَسَنِ علیه السلام

وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ وَصِیُّ أَخِیهِ والْقَائِمُ بِحُجَّتِهِ بَعْدَهُ

وَ أَشْهَدُ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ أَنَّهُ الْقَائِمُ بِأَمْرِ الْحُسَیْنِ بَعْدَهُ

وَ أَشْهَدُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ أَنَّهُ الْقَائِمُ بِأَمْرِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ أَشْهَدُ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ بِأَنَّهُ الْقَائِمُ بِأَمْرِ مُحَمَّدٍ

وَ أَشْهَدُ عَلَى مُوسَى أَنَّهُ الْقَائِمُ بِأَمْرِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ

وَ أَشْهَدُ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى أَنَّهُ الْقَائِمُ بِأَمْرِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ

وَ أَشْهَدُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ أَنَّهُ الْقَائِمُ بِأَمْرِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى

وَ أَشْهَدُ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ بِأَنَّهُ الْقَائِمُ بِأَمْرِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ

وَ أَشْهَدُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ بِأَنَّهُ الْقَائِمُ بِأَمْرِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ

وَ أَشْهَدُ عَلَى رَجُلٍ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ لَا یُکَنَّى ولَا یُسَمَّى حَتَّى یَظْهَرَ أَمْرُهُ فَیَمْلَأَهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً والسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ورَحْمَهُ اللَّهِ وبَرَکَاتُهُ.

ثُمَّ قَامَ فَمَضَى فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ اتْبَعْهُ فَانْظُرْ أَیْنَ یَقْصِدُ فَخَرَجَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام فَقَالَ مَا کَانَ إِلَّا أَنْ وَضَعَ رِجْلَهُ خَارِجاً مِنَ الْمَسْجِدِ فَمَا دَرَیْتُ أَیْنَ أَخَذَ مِنْ أَرْضِ اللَّهِ فَرَجَعْتُ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَأَعْلَمْتُهُ فَقَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَ تَعْرِفُهُ قُلْتُ اللَّهُ ورَسُولُهُ وأَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ أَعْلَمُ. قَالَ: هُوَ الْخَضِرُ علیه السلام.

«امام محمد تقى علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان همراه حسن بن علی علیهما السلام  مى‏آمد و به دست سلمان تکیه داده بود. وارد مسجد الحرام شد و نشست، مردى خوش قیافه و خوش لباس پیش آمد و به امیر مؤمنان  علیه السلام سلام کرد. حضرت جواب سلام وی را داد.او نیز پس از این که نشست گفت:

یا امیر مؤمنان سه سؤال از شما می‌پرسم، اگر جواب آن­ها را دادید، می­فهمممردمی که بعد از پیامبر حکومت را متصرف شدند در باره تو مرتکب عملى اشتباه شده­اند و با این کار خود را محکوم ساخته­اند و در دنیا و آخرت خویش آسوده و در امان نیستند. اما اگر جواب سؤالاتم را ندادی می­فهمم که تو هم با آنها برابرى.

امیر مؤمنان علیه السلام به او فرمودند: هر چه می­خواهى از من بپرس، او گفت: به من بگو:

۱٫ وقتى انسان می­خوابد روحش کجا می‌رود؟

۲٫ چگونه مى‏شود که انسان گاهى به یاد مى‏آورد و گاهى فراموش می­کند؟.

۳٫ چگونه مى‏شود که فرزند انسان مانند عموها و دائی­هایش مى‏شود؟یعنی ویژگی های وراثتی آن­ها را به ارث می­برد.

امیر مؤمنان علیه السلام رو به امام حسن علیه السلام کرده و فرمودند: اى ابا محمد! جوابش را بگو، امام حسن علیه السلام جواب سؤالات را فرمودند، آن مرد گفت: گواهى می­دهم که کسی جز خداوند، شایسته پرستش نیست و همواره به آن گواهى می‌دهم.

گواهى می‌دهم که محمد رسول خداست و همواره بدان گواهى می­دهم.

گواهى می‌دهم که تو وصى رسول خدا هستى و به حجت او قیام کرده‏اى- اشاره به امیر مؤمنان کرد- و همواره بدان گواهى می­دهم.

گواهى می‌دهم که تو وصى او هستی و وظایف او را انجام می­دهی- اشاره به امام حسن کرد.

گواهى می‌دهم که حسین بن على وصى برادر خود و انجام دهنده وظایف وی خواهد بود.

گواهى می‌دهم که على بن الحسین پس از حسین انجام دهنده و ظایف امامت اوست.

گواهى می‌دهم که محمد بن على انجام دهنده وظایف امامت على بن الحسین است.

گواهى می‌دهم که جعفر بن محمد جانشین و انجام دهنده وظایف امامت محمد است.

گواهى می‌دهم که موسى (بن جعفر) جانشین و انجام دهنده وظایف امامت جعفر بن محمد است.

گواهى می‌دهم که على بن موسى جانشین و انجام دهنده وظایف امامت موسى بن جعفر است.

گواهى می‌دهم که محمد بن على جانشین و انجام دهنده وظایف امامت على بن موسى است.

گواهى می‌دهم که على بن محمد جانشین و انجام دهنده وظایف امامت محمد بن على است.

گواهى می‌دهم که حسن بن على جانشین و انجام دهنده وظایف امامت على بن محمد است.

و گواهى می­دهم که مردى از فرزندان حسن است که تا هنگام ظهور نباید به کنیه و نام خوانده شود. او زمین را از عدالت پر می­کند چنان که از ستم پر شده است.

درود و رحمت و برکات خدا بر تو باد، اى امیر مؤمنان!، سپس برخاست و رفت.

امیر مؤمنان فرمودند:

اى ابا محمد! دنبالش برو و ببین کجا می‌رود؟ حسن بن علی علیهما السلام بیرون آمده و فرمودند: به محض این که پایش را از مسجد بیرون گذاشت نفهمیدم به کدام سمت از زمین خدا رفت. سپس خدمت امیر مؤمنان علیه السلام بازگشتم و به او خبر دادم.

فرمود: اى ابا محمد! او را می‌شناسى؟ گفتم: خدا و پیغمبرش و امیر مؤمنان داناترند، فرمودند: او خضر علیه السلام بود».

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الأصول من الکافی،ج‏۱،ص۵۲۵، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعه الثانیه،۱۳۶۲ هـ.ش.

به اعتقاد علامه محمد تقی مجلسی این روایت صحیح است و ۹ سند دارد:

وفی الصحیح بتسع طرق، عن أبی هاشم الجعفری عن أبی جعفر الثانی محمد بن علی الجواد علیهما السلام قال أقبل أمیر المؤمنین ذات یوم و معه الحسن بن علی علیهما السلام و هو متکئ على ید سلمان‏.

المجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى‏ (متوفای۱۰۷۰هـ)، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه(ط- القدیمه)، ج‏۸، ص۶۰۱، تحقیق: موسوى کرمانى، حسین و اشتهاردى على پناه‏، ناشر: مؤسسه فرهنگى اسلامى کوشانبور، ـ قم‏، ۱۴۰۶هـ.

و علامه محمد باقر مجلسی رحمت الله علیه می‌نویسد:

باب ما جاء فی الاثنی عشر و النص علیهم من الله علیهم السلام‏ الحدیث الأول‏: صحیح.

مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏۶، ص۲۰۳٫

بررسی سند روایت

مقصود از «عده من أصحابنا» در این سند: «علی بن إبراهیم وعلی بن محمد بن عبد الله ابن أذینه وأحمد بن عبد الله بن أمیه وعلی بن الحسن» هستند که مورد اعتماد بودن آنان، جای هیچ تردیدی وجود ندارد.

الحلی الأسدی، جمال الدین أبو منصور الحسن بن یوسف بن المطهر (متوفاى ۷۲۶هـ)، خلاصه الأقوال فی معرفه الرجال، ص۴۳۰، تحقیق: فضیله الشیخ جواد القیومی، ناشر: مؤسسه نشر الفقاهه، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۷هـ.

احمد بن محمد البرقی:

نجاشی می­گوید: خود او مورد اعتماد است:

وکان ثقه فی نفسه…

رجال النجاشی، ص۷۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۴۹، رقم: ۸۶۱

داود بن القاسم أبو هاشم الجعفری:

نجاشی می­گوید: داوود بن القاسم ابو هاشم الجعفری نزد امامان معصوم علیهم السلام از جایگاه بزرگ و رفیعی برخوردار بود. وی مورد اعتماد و گرانقدر است:

کان عظیم المنزله عند الأئمه علیهم السلام، شریف القدر، ثقه.

رجال النجاشی، ص۱۵۶

شیخ طوسی نیز می­گوید: وی گرانقدر بود و نزد امامان معصوم از جایگاه بزرگ و رفیعیبرخوردار بود:

جلیل القدر عظیم المنزله عند الأئمه علیهم السلام.

الفهرست، ص۱۲۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۸، ص۱۲۳، رقم: ۴۴۲۸٫

۲٫ نام تک تک ائمه (ع) از زبان امام صادق علیه السلام

مرحوم خزاز قمی در کتاب معتبر «کفایه الأثر» روایتی را با سند صحیح از امام صادق علیه السلام نقل کرده است. آن حضرت اصول عقاید شیعه و از جمله امامت را به تفصیل در این روایت توضیح داده و تصریح کرده است که حضرت حجت علیه السلام فرزند حضرت امام حسن عسکری علیه السلام است:

حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنَا هَارُونُ بْنُ مُوسَى قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامٍ قَالَ:

کُنْتُ عِنْدَ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام: إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ مُعَاوِیَهُ بْنُ وَهْبٍ وعَبْدُ الْمَلِکِ بْنُ أَعْیَنَ…

ثُمَّ قَالَ علیه السلام: إِنَّ أَفْضَلَ الْفَرَائِضِ وأَوْجَبَهَا عَلَى الْإِنْسَانِ مَعْرِفَهُ الرَّبِّ والْإِقْرَارُ لَهُ بِالْعُبُودِیَّهِ وحَدُّ الْمَعْرِفَهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ غَیْرُهُ ولَا شَبِیهَ لَهُ ولَا نَظِیرَ لَهُ وأَنَّهُ یَعْرِفُ أَنَّهُ قَدِیمٌ مُثْبَتٌ بِوُجُودٍ غَیْرُ فَقِیدٍ مَوْصُوفٌ مِنْ غَیْرِ شَبِیهٍ ولَا مُبْطِلٍ‏ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ وهُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ.

وَ بَعْدَهُ مَعْرِفَهُ الرَّسُولِ والشَّهَادَهُ لَهُ بِالنُّبُوَّهِ وأَدْنَى مَعْرِفَهِ الرَّسُولِ الْإِقْرَارُ بِهِ بِنُبُوَّتِهِ وأَنَّ مَا أَتَى بِهِ مِنْ کِتَابٍ أَوْ أَمْرٍ أَوْ نَهْیٍ‏ فَذَلِکَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وجَلَّ

وَ بَعْدَهُ مَعْرِفَهُ الْإِمَامِ الَّذِی بِهِ یَأْتَمُّ بِنَعْتِهِ وصِفَتِهِ واسْمِهِ فِی حَالِ الْعُسْرِ والْیُسْرِ وأَدْنَى مَعْرِفَهِ الْإِمَامِ أَنَّهُ عِدْلُ النَّبِیِّ إِلَّا دَرَجَهَ النُّبُوَّهِ ووَارِثُهُ وأَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَهُ اللَّهِ وطَاعَهُ رَسُولِ اللَّهِ والتَّسْلِیمُ لَهُ فِی کُلِّ أَمْرٍ والرَّدُّ إِلَیْهِ والْأَخْذُ بِقَوْلِهِ.

وَ یَعْلَمُ أَنَّ الْإِمَامَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ أَنَا ثُمَّ مِنْ بَعْدِی مُوسَى ابْنِی ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وَلَدُهُ عَلِیٌّ وبَعْدَ عَلِیٍّ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ وبَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِیٌّ ابْنُهُ وبَعْدَ عَلِیٍّ الْحَسَنُ ابْنُهُ والْحُجَّهُ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ…

«از هشام روایت می­کنند که ویگفت: نزد حضرت صادق علیه السلام بودم. معاویه بن وهب و عبد الملک بن اعین نزد آن حضرت آمدند…

سپس امام صادق علیه السلام فرمود: بهترین فرائض و واجب‏ترین آنها بر انسان شناخت پروردگار و اقرار به بندگى اوست، و حدّ اقل معرفت این است که به یکتایی او اقرار کند و شبیه و شریکی براى او قائل نشود، و بداند که او قدیم و ثابت و موجود است، و به چیزى مقیّد نیست، توان او را توصیف شده؛ ولى نه از روى شبیه و مانندی، و بداند که او باطل نیست و مانندش چیزى نیست‏ و او شنوا و بینا است.

و پس از او شناخت پیامبر و گواهى به نبوت اوست، و کمترین چیزى که در شناسایى او لازم است این است که اقرار به نبوت او کند، و اینکه آنچه آورده از جمله کتاب یا امر و نهى از نزد خداى عز و جل است.

و پس از او شناخت امامى است که وصف و نام او در حال سختى و خوشى پیروى می­شود، و کمترین چیزى که در شناخت امام لازم است، این است که او به جز در مقام نبوت مشابه و همتای پیامبر و وارث اوست؛ و این که اطاعت او اطاعت خداوند و رسول اوست، و در هر امرى تسلیم او باشد و (در آنچه نمی­داند) به او  مراجعه کند و گفتار او را آویزه گوش کند.

و بداند که پس از رسول خدا على بن ابى طالب علیه السلام امام است و پس از او حسن سپس حسین سپس على بن الحسین و سپس محمد بن على و پس از او منم، و پس از من موسى فرزندم و پس از او فرزندش على و بعد از او محمد فرزندش پس از او نیز على فرزندش سپس فرزندش حسن و حضرت حجت از فرزندان حسن است».

الخزاز القمی الرازی، أبی القاسم علی بن محمد بن علی، کفایه الأثر فی النص على الأئمه الاثنی عشر، ص۲۶۰ ـ ۲۶۴، تحقیق: السید عبد اللطیف الحسینی الکوه کمری الخوئی، ناشر: انتشارات ـ قم، ۱۴۰هـ.

این روایت مطالب زیادی را ثابت می‌کند؛ از جمله:

  1. بعد از شناخت خداوند و پیامبران، شناخت امامی که همتراز خداوند و پیامبر در اطاعت است، واجب است؛
  2. امام بعد از رسول خدا صلى الله علیه وآله علی بن أبی طالب، امام حسن، امام حسین علیهم السلام و… است؛
  3. ائمه علیهم السلام همتراز با رسول خدا صلى الله علیه وآله هستند و تمام مقامات آن حضرت جز نبوت را دارا هستند؛
  4. اطاعت از امام، اطاعت از پیامبر و اطاعت از خداوند است؛
  5. آخرین امام و حجت، فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است.

بررسی سند روایت

الحسین بن علی بن الحسین بن موسی:

نجاشیو شیخ طوسی در باره او گفته‌اند که وی مورد اعتماد است:

ثقه.

رجال النجاشی، ص۶۸؛ رجال الطوسی، ص۴۲۳؛ معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۴۷، رقم: ۳۵۳۱٫

هَارُونُ بْنُ مُوسَى بن أحمد:

نجاشی می­گوید: ابو محمد التلعکبری از قبیله بنی شیبان: در میان شیعیان چهره شناخته شده و مورد اعتماد بود. ویقابل اطمینان بود و نمی­توان به او اشکال گرفت:

أبو محمد التلعکبری، من بنی شیبان: کان وجها فی أصحابنا ثقه، معتمدا لا یطعن علیه…

رجال النجاشی، ص۴۳۹٫

شیخ طوسی می­گوید: وی عالم گرانقدر و والا مقام است. روایات زیادی از وی نقل شده، بی نظیر و مورد اعتماد است:

جلیل القدر، عظیم المنزله، واسع الروایه، عدیم النظر، ثقه. روى جمیع الأصول والمصنفات.

رجال الطوسی، ص۴۴۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۰، ص۲۵۸، ۱۳۲۷۳٫

محمد بن الحسن بن ولید:

نجاشی می­گوید: بزرگ مردم قم، فقیه و پیش‌کسوت آنان به شمار می‌رفت، وی بسیار مورد اعتماد و مطمئن بود و شخصیت برجسته‌ای داشت:

شیخ القمیین وفقیههم، ومتقدمهم ووجههم ثقه ثقه، عین…

رجال النجاشی، ص۳۸۳٫

شیخ طوسی می­گوید: وی گرانقدر و والا مقام است، به علم رجال تسلط دارد و مورد اعتماد است. در فقه نکته سنج و آگاه و مطمئن است».

جلیل القدر، عارف بالرجال، موثوق به… جلیل القدر، بصیر بالفقه، ثقه.

الفهرست، ص۲۳۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۲۰، رقم: ۱۰۴۹۰٫

محمد بن الحسن بن فروخ الصفار:

نجاشی می­گوید: در میان عالمان شیعه قم،دارای قدر و منزلت، مورد اعتماد، گرانقدر و برتر از دیگران بوده و روایات او، افتادگی کمتری داشت:

کان وجها فی أصحابنا القمیین، ثقه، عظیم القدر، راجحا، قلیل السقط فی الروایه.

رجال النجاشی، ص۳۵۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۶۳، رقم: ۱۰۵۳۲٫

یعقوب بن یزید:

نجاشی می­گوید: وی مورد اعتماد و بسیار صادق و راستگو بود:

وکان ثقه صدوقا…

رجال النجاشی، ص۴۵۰٫

شیخ طوسی می­گوید: وی روایات بسیاری نقل کرده و مورد اعتماد است:

کثیر الروایه، ثقه.

الفهرست، ص۲۶۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۱، ص۱۵۶، رقم: ۱۳۷۷۸٫

محمد بن أبی عمیر:

وی از برترین راویان شیعه و از اصحاب اجماع به شمار می‌رود؛ یعنی از افرادی است که هر روایتی که با سند صحیح به آن‌ها برسد، شیعیان اتفاق بر قبول آن دارند.

نجاشی در باره او می­گوید: ویاز نظر ما و حتی مخالفان، عالم گرانقدر و والا مقام است:

جلیل القدر، عظیم المنزله فینا وعند المخالفین…

رجال النجاشی، ص۳۲۶٫

و شیخ طوسی می­گوید: وی مطمئن ترین، زاهدترین، با تقواترین و عابدترین شخص نزد شیعه و سنی است:

وکان من أوثق الناس عند الخاصه والعامه، وأنسکهم نسکا، وأورعهم وأعبدهم.

الفهرست، ص۲۱۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۲۹۱ ـ ۲۹۲، رقم: ۱۰۰۴۳٫

هشام بن سالم:

نجاشی می­گوید: وی بسیار مورد اعتماد و اطمینان است:

ثقه ثقه.

رجال النجاشی، ص۴۳۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۰، ص۳۲۴٫

۳٫امام رضا علیه السلام: امام بعد از من فرزندم امام جواد و… وحجت منتظر هستند

شیخ صدوق رحمت الله علیه در کتاب شریف عیون أخبار الرضا علیه السلام به نقل از آن‌حضرت می‌نویسد: امام رضا علیه السلام نام تک تک جانشینان خود را تا حضرت حجت علیه السلام می‌برند:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِیَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِیِّ قَالَ سَمِعْتُ دِعْبِلَ بْنَ عَلِیٍّ الْخُزَاعِیَّ یَقُولُ‏ لَمَّا أَنْشَدْتُ مَوْلَایَ الرِّضَا علیه السلام قَصِیدَتِیَ الَّتِی أَوَّلُهَا

مَدَارِسُ آیَاتٍ خَلَتْ مِنْ تِلَاوَهٍ      وَ مَنْزِلُ وَحْیٍ مُقْفِرُ الْعَرَصَاتِ‏

فَلَمَّا انْتَهَیْتُ إِلَى قَوْلِی‏:

خُرُوجُ إِمَامٍ لَا مَحَالَهَ خَارِجٌ‏         یَقُومُ عَلَى اسْمِ اللَّهِ والْبَرَکَاتِ‏

یُمَیِّزُ فِینَا کُلَّ حَقٍّ وبَاطِلٍ‏وَ یُجْزِی عَلَى النَّعْمَاءِ والنَّقِمَاتِ‏

بَکَى الرِّضَا علیه السلام بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَیَّ فَقَالَ لِی یَا خُزَاعِیُّ نَطَقَ‏ رُوحُ‏ الْقُدُسِ‏ عَلَى لِسَانِکَ بِهَذَیْنِ الْبَیْتَیْنِ فَهَلْ تَدْرِی مَنْ هَذَا الْإِمَامُ ومَتَى یَقُومُ فَقُلْتُ لَا یَا سَیِّدِی إِلَّا أَنِّی سَمِعْتُ بِخُرُوجِ إِمَامٍ مِنْکُمْ یُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنَ الْفَسَادِ ویَمْلَؤُهَا عَدْلًا.

فَقَالَ یَا دِعْبِلُ الْإِمَامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ ابْنِی وبَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِیٌّ وبَعْدَ عَلِیٍّ ابْنُهُ الْحَسَنُ وبَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّهُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ فِی غَیْبَتِهِ الْمُطَاعُ فِی ظُهُورِهِ لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فَیَمْلَأَهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وظُلْماً وأَمَّا مَتَى فَإِخْبَارٌ عَنِ الْوَقْتِ

وَلَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیهم السلام أَنَّ النَّبِیَّ صلى الله علیه وآله قِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وآله مَتَى یَخْرُجُ الْقَائِمُ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ؟ فَقَالَ مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَهِ «لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ والْأَرْضِ لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَهً». (الأعراف/۱۸۷).

«دعبل خزاعى می­گوید: هنگامی که قصیده خود را که با این ابیات شروع می­شد:

مدارس آیات خلت من تلاوه      ومنزل وحى مقفر العرصات

براى حضرت امام رضا علیه السلام خواندم زمانی که به این شعر رسیدم:

خروج امام لا محاله خارج                   یقوم على اسم اللَّه والبرکات‏

یمیّز فینا کلّ حقّ وباطل          ویجزى على النعماءوالنقمات.

(ظهور امامى که ناگزیر از آن هستیم، حتمى است او به نام خدا و برکات او قیام می‌کند تا در میان ما هر حقى را از باطل تمیز دهد و پاداش هر نعمت و نقمتى را عطا نماید)

حضرت امام رضا علیه السلام  با شنیدن این اشعار سخت گریستند، آنگاه رو به من کرده و فرمودند:

اى خزاعى! روح القدس با زبان تو این دو بیت را خواند! آیا می­دانى این امام کیست و چه زمانی قیام می‌کند؟

گفتم: آقای من ! نه! این قدر شنیده‏ام که امامى از نسل شما قیام می‌کند، و زمین را از لوث فساد پاک می‌گرداند و آن را پر از عدل خواهد کرد؛ چنان که پر از ظلم‏ شده باشد.

حضرت فرمودند: اى دعبل! پسرم محمد امام بعد از من است و بعد از او پسرش على؛ بعد از او نیز پسرش حسن و بعد از حسن پسرش حجت قائم، امام امت است که (اهل ایمان) در زمان غیبتش انتظار او را می‌کشند و بعد از ظهورش از وى فرمان‌بردارى می‌کنند.

اگر تنها یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد خداوند آن روز را به اندازه­ای طولانى می‌کند تا او بیاید و جهان را پر از عدل کند چنان که پر از ظلم شده است.

اما چه زمانی ظهور خواهد کرد؟ نمی­توان وقت آن را تعیین نمود. پدرم (موسى بن جعفر) از پدرش و آن حضرت از پدرانش از على علیه السلام روایت کرده‏اند که از پیامبر صلى الله علیه وآله سؤال شد: حضرت قائم که از نسل شما است چه زمانی ظهور خواهد کرد؟ ایشان فرمودند: آمدن وى مثل آمدن روز رستاخیز است که خداوند در قرآن می­فرماید:

«لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَهً؛ کسى جز خداوند وقت آن را معلوم نمیکند، این مطلب در آسمان‌ها و زمین گران آمده» آن حضرت به طور ناگهانى به سوى شما خواهد آمد».

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى۳۸۱هـ)، عیون اخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۲۶۵ ـ ۲۶۶، تحقیق: الشیخ حسین الأعلمی، ناشر: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات ـ بیروت، ۱۴۰۴هـ ـ ۱۹۸۴م.

این روایت امامت امام رضا علیه السلام تا امامت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف و همچنین غیبت طولانی حضرت حجت و ظهور آن حضرت و… ثابت می‌کند.

 

بررسی سند روایت

احمد بن زیاد بن جعفر همدانی:

نخستین راوى در سند روایت احمد بن زیاد همدانى استاد شیخ صدوق رحمت الله علیه است. وی در باره استادش می‌گوید:

«او شخصی مورد اعتماد، متدین و فاضل بود. رحمت و رضوان خداوند بر او باد».

وکان رجلا ثقه دینا فاضلا رحمه الله علیه ورضوانه.

کمال الدین و تمام النعمه، ص۳۶۹٫

علی بن ابراهیم بن هاشم:

نجاشی در باره او می‌گوید: «علی بن ابراهیم قمی، در نقل حدیث مطمئن و مورد اعتماد است و مذهب صحیحی دارد».

القمی، ثقه فی الحدیث، ثبت، معتمد، صحیح المذهب.

رجال النجاشی، ص۲۶۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۲، ص۲۱۲، رقم: ۷۸۳۰٫

ابراهیم بن هاشم:

سید بن طاووس در سندی که ابراهیم بن هاشم در سلسله آن وجود دارد، گفته است که تمام روات آن مورد اعتماد هستند:

ورواه الحدیث ثقات بالاتفاق.

فلاح السائل، ص۱۵۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۲۹۱، رقم: ۳۳۲٫

این جمله به روشنی ثابت می‌کند که تمام شیعیان بر وثاقت او اجماع داشته‌اند.

عبد السلام بن صالح أبو الصلت الهروی:

نجاشی می­گوید: وی مورد اطمنینان است و احادیثش مطابق واقع است:

ثقه، صحیح الحدیث.

رجال النجاشی، ص۲۴۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۱۸، رقم: ۶۵۱۵٫

۴٫خداوند پروردگارم، محمد پیامبرم، علی، حسن، حسین و… وحجت بن الحسن امامانم هستند.

شیخ کلینی رحمت الله علیه در کتاب شریف کافی روایتی را نقل می‌کند که امام کاظم علیه السلام در این روایت به شیعیان توصیه کرده است در سجده شکر خود ذکری را بخوانند. در این ذکر از ائمه دوازده گانه علیهم السلام یاد شده است:

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْمَاضِیَ علیه السلام عَمَّا أَقُولُ فِی سَجْدَهِ الشُّکْرِ فَقَدِ اخْتَلَفَ أَصْحَابُنَا فِیهِ:

فَقَالَ: قُلْ وأَنْتَ سَاجِدٌ:

اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ وأُشْهِدُ مَلَائِکَتَکَ وأَنْبِیَاءَکَ ورُسُلَکَ وجَمِیعَ خَلْقِکَ أَنَّکَ اللَّهُ رَبِّی والْإِسْلَامَ دِینِی ومُحَمَّداً نَبِیِّی‏ وعَلِیّاً وفُلَاناً وفُلَاناً إِلَى آخِرِهِمْ أَئِمَّتِی بِهِمْ أَتَوَلَّى ومِنْ عَدُوِّهِمْ أَتَبَرَّأُ

اللَّهُمَّ إِنِّی أَنْشُدُکَ دَمَ الْمَظْلُومِ ثَلَاثاً

اللَّهُمَّ إِنِّی أَنْشُدُکَ بِإِیوَائِکَ عَلَى نَفْسِکَ‏ لِأَوْلِیَائِکَ لِتُظْفِرَنَّهُمْ بِعَدُوِّکَ وعَدُوِّهِمْ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وعَلَى الْمُسْتَحْفَظِینَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ…

«عبد الله بن جندب می­گوید: از امام کاظم علیه السلام در باره سجده شکر سؤال کردم و این که اصحاب ما (شیعیان) در باره آن دیدگاه‌های مختلفی دارند؛ پس آن حضرت فرمود که در حال سجده بگو:

«بار الها من تو را، فرشتگانت را، پیامبران و فرستادگانت را و تمامى مخلوقات و بندگانت را گواه می­گیرم که خداوند یکتا، پروردگار من است. اسلام دین من است. محمّد صلى الله علیه وآله پیامبر من و على و فلانی و فلانی (نام همه ائمه را بیاورد) امامان و پیشوایان دین من هستند. با آنها دوست و از دشمنانشان بیزارم.

بار الها، تو را سوگند می‌دهم به خون ریخته‏شده مظلوم سه بارپروردگارا، تو را سوگند می‌دهم به آن قسمى که یاد کرده‏اى و وعده­ داده­اى که دشمنان خود را به دست ما و به دست مؤمنین هلاک کنی.

بار خدایا، تو را به آن سوگندى که یاد کرده و وعده فرموده‏اى تا یاران و دوستدارانت را بر دشمنان خود و دشمنان آنان (دوستداران) پیروز سازى قسم می‌دهم که بر محمّد و حافظان دین و اهل بیت معصوم درود فرستى»- سه بار-».

الکافی، ج‏۳، ص۳۲۵، باب السجود و التسبیح و الدعاء فیه فی الفرائض و النوافل و ما یقال بین السجدتین.

علامه مجلسی سند این روایت را به خاطر وجود ابراهیم بن هاشم در سند«حسن» دانسته است، آن جا که می‌گوید:

الحدیث السابع عشر: حسن.

مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏۱۵، ص۱۳۵

شیخ صدوق رحمت الله علیه با همان سند این روایت را نقل کرده است که در آن نام تک تک ائمه علیهم السلام نیز آورده شده و تصریح شده است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فرزند امام عسکری علیه السلام است:

رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جُنْدَبٍ‏ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیهما السلام أَنَّهُ قَالَ‏ تَقُولُ‏ فِی سَجْدَهِ الشُّکْرِ اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ وأُشْهِدُ مَلَائِکَتَکَ وأَنْبِیَاءَکَ ورُسُلَکَ وجَمِیعَ خَلْقِکَ أَنَّکَ‏ أَنْتَ اللَّهُ رَبِّی والْإِسْلَامَ دِینِی ومُحَمَّداً نَبِیِّی‏ وعَلِیّاً والْحَسَنَ والْحُسَیْنَ- وعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ومُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ وجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ومُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وعَلِیَّ بْنَ مُوسَى ومُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ- وعَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ والْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ والْحُجَّهَ بْنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍ‏ علیهم السلام أَئِمَّتِی بِهِمْ أَتَوَلَّى ومِنْ أَعْدَائِهِمْ أَتَبَرَّأُ.

اللَّهُمَّ إِنِّی أَنْشُدُک‏…

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى۳۸۱هـ)، من لا یحضره الفقیه، ج‏۱، ص۳۲۹، ح۹۶۷، تحقیق: علی اکبر الغفاری، ناشر: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

طبق این روایت حضرت حجت علیه السلام، فرزند امام عسکری علیه السلام است.

بررسی سند روایت

علی بن ابراهیم بن هاشم:

قال النجاشی: القمی، ثقه فی الحدیث، ثبت، معتمد، صحیح المذهب.

«نجاشی می­گوید: علی بن ابراهیم بن هشام قمی در نقل روایات و احادیث مورد اعتماد و مطمئن است. و مذهب و اعتقادات راستینی نیز دارد».

معجم رجال الحدیث، ج۱۲ ص ۲۱۲، رقم: ۷۸۳۰٫

 ابراهیم بن هاشم:

سید بن طاووس در سندی که ابراهیم بن هاشم در سلسله آن وجود دارد، گفته:

ورواه الحدیث ثقات بالاتفاق.

معجم رجال الحدیث، ج۱ ص ۲۹۱، رقم: ۳۳۲٫

این جمله به روشنی ثابت می‌کند که تمام شیعیان بر وثاقت او اجماع داشته‌اند.

عبد الله بن جندب:

قال الشیخ: کوفی ثقه.

«شیخ طوسی می­گوید: وی اهل کوفه و مورد اعتماد و اطمینان است».

معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص ۱۵۹، رقم: ۶۷۷۹٫

دسته دوم: امام عسکری علیه السلام به شیعیانش خبر داد که صاحب فرزند شده است:

امام حسن عسکری علیه السلام در زمانی زندگی می‌کرد که بیشترین خفقان و اختناق از سوی دشمنان آن حضرت وجود داشت؛ تا جایی که گاه و بیگاه به خانه آن حضرت می‌ریختند و به دنبال وجود نازنین حضرت مهدی علیه السلام می‌گشتند تا او را دستگیر نموده و به خیال خودشان از نابود شدن حکومت شان جلوگیری کنند.

در چنین وضعیتی امام حسن عسکری علیه السلام نمی‌توانست فرزندش را به هر کسی نشان داده و همگان را از وجود آن حضرت باخبر سازد.

از این میان تنها برخی از شیعیان که امام عسکری علیه السلام به آن‌ها اعتماد کامل داشت، از آن حضرت شنیدند که صاحب فرزند شده و در برخی از موارد از نزدیک حضرت مهدی علیه السلام را ملاقات کردند.

۵٫ خبر دادن به ابو هاشم جعفری

ابو هاشم جعفرى از جمله راویان موثقى است که امام عسکرى علیه السلام از وجود فرزندش حضرت مهدى به او خبر داده‌است. مرحوم کلینى این روایت را به سند صحیح آورده‌است:

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی مُحَمَّدٍ علیه السلام: جَلَالَتُکَ تَمْنَعُنِی مِنْ مَسْأَلَتِکَ فَتَأْذَنُ لِی أَنْ أَسْأَلَکَ فَقَالَ: سَلْ قُلْتُ: یَا سَیِّدِی هَلْ لَکَ وَلَدٌ؟ فَقَالَ: نَعَمْ فَقُلْتُ: فَإِنْ حَدَثَ بِکَ حَدَثٌ فَأَیْنَ أَسْأَلُ عَنْهُ؟ قَالَ: بِالْمَدِینَهِ.

ابو هاشم جعفرى مى‌گوید: به امام حسن عسکرى علیه السلام عرض‌کردم: جلالت و بزرگى شما مرا از پرسش باز مى‏دارد، اجازه مى‏فرمائید از شما سؤالى کنم؟ فرمود، بپرس، عرض‌کردم: آقاى من! آیا شما فرزندى دارید؟ فرمود: آرى، عرض‌کردم: اگر براى شما پیش آمدى کند، در کجا از او بپرسم؟ فرمود: در مدینه.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الأصول من الکافی، ج۱، ص۳۲۸، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعه الثانیه،۱۳۶۲ هـ.ش.

بررسی سند روایت:

در سند این روایت سه نفر از راویان: ۱٫محمد بن یحى العطار؛ ۲٫ احمد بن اسحاق؛ ۳٫ ابو هاشم جعفرى واقع شده‌اند که باید هریک آنان را بررسى کرد.

محمد بن یحیى العطار:

راوى نخست این روایت،‌ محمد بن یحیاى عطار است. این شخص از دیدگاه رجال شناسان شیعه، ثقه است. نجاشى از بزرگان رجالیون در باره او مى‌گوید:

«محمد بن یحیى أبو جعفر العطار القمی، شیخ أصحابنا فی زمانه، ثقه، عین، کثیر الحدیث»

محمد بن یحى ابو جعفر عطار قمى،‌ از بزرگان اصحاب امامیه در زمان خودش،‌ موثق، بزرگ قوم است و روایات بسیارى را نقل کرده‌‌است.

رجال النجاشی، ص۳۵۳٫

أحمد بن إسحاق:

دومین راوى در این روایت، احمد بن اسحاق قمى است. نجاشى در باره او مى‌نویسد:

أحمد بن إسحاق بن عبد الله بن سعد بن مالک بن الأحوص الأشعری، أبو علی القمی، وکان وافد القمیین، وروى عن أبی جعفر الثانی وأبی الحسن علیهما السلام، وکان خاصه أبی محمد علیه السلام.

احمد بن اسحاق بن عبد الله بن سعد بن مالک بن احوص اشعرى،  ابو على قمى است، او نماینده مردم قم بود و از ابى جعفر و امام على النقى علیهما السلام روایت کرده است و از یاران ویژه‌اى امام حسن عسکرى علیه السلام بود.

رجال النجاشی، ص۹۱٫

شیخ طوسى نیز در فهرست او را به همان عبارت نجاشى ستوده و اضافه مى‌کند که او امام زمان علیه السلام را دیده‌است:

الأشعری، أبو علی، کبیر القدر، وکان من خواص أبی محمد علیه السلام، ورأى صاحب الزمان علیه السلام، وهو شیخ القمیین ووافدهم.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، الفهرست، ص۷۰،‌ تحقیق: الشیخ جواد القیومی،‌ ناشر: مؤسسه نشر الفقاهه،‌ چاپخانه: مؤسسه النشر الإسلامی، الطبعه الأولى۱۴۱۷

و در رجال خود او را ثقه دانسته است:

أحمد بن إسحاق بن سعد الأشعری، قمی، ثقه.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، رجال الطوسی، ص۳۹۷، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵هـ.

أبو هاشم الجعفری:

اسم ابو هاشم، داود، فرزند قاسم و کنیه اش ابو هاشم است. او شخصى بزرگوار و مورد وثوق است.

نجاشى در باره او مى‌نویسد:

داود بن القاسم بن إسحاق بن عبد الله بن جعفر بن أبی طالب، أبو هاشم الجعفری رحمه الله کان عظیم المنزله عند الأئمه علیهم السلام، شریف القدر، ثقه، روى أبوه عن أبی عبد الله علیه السلام.

داود بن قاسم بن اسحاق بن عبد الله بن جعفر بن ابى طالب، ابو هاشم جعفرى در نزد ائمه علیهم السلام داراى منزلت بزرگ بود، او یک انسان با شرافت و ثقه است. و پدرش از امام صادق علیه السلام روایت کرده است.

رجال النجاشی، ص۱۵۶٫

شیخ طوسى نیز او را موثق و جلیل القدر تعریف کرده‌است:

داود بن القاسم الجعفری، یکنى أبا هاشم، من ولد جعفر بن أبی طالب علیه السلام، ثقه جلیل القدر.

داود بن قاسم جعفرى کنیه اش ابوهاشم از فرزندان جعفر بن ابى طالب علیه السلام است، او فرد موثق و جلیل القدر است.

رجال الطوسی، ص۳۷۵٫

بنابراین سند این روایت در نهایت اتقان و تمام روات آن از بزرگان تاریخ شیعه هستند. از نظر دلالت نیز روشن و صریح در این است که امام حسن عسکرى علیه السلام فرزند دارد که ابو هاشم را به او راهنمائى مى‌کند.

۶٫ خبر دادن به محمد بن علی بن بلال

محمد بن على بن بلال مى‌گوید: دو بار امام عسکرى از وجود فرزندش به من خبر داده است، مرحوم کلنیى و شیخ مفید روایت کرده‌اند:

عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ بِلَالٍ قَالَ: خَرَجَ إِلَیَّ مِنْ أَبِی مُحَمَّدٍ قَبْلَ مُضِیِّهِ بِسَنَتَیْنِ یُخْبِرُنِی بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ خَرَجَ إِلَیَّ مِنْ قَبْلِ مُضِیِّهِ بِثَلَاثَهِ أَیَّامٍ یُخْبِرُنِی بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِه.‏

محمد بن على بن بلال مى‌گوید: از جانب امام حسن عسکرى علیه السلام، دو سال پیش از وفاتش پیامى به من رسید که از جانشین بعد از خود به من خبر داد، بار دیگر سه روز پیش از وفاتش پیامى رسید و از جانشین بعد از خود به من خبر داد.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الأصول من الکافی، ج۱، ص۳۲۸، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعه الثانیه،۱۳۶۲ هـ.ش.

الشیخ المفید، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبی عبد الله العکبری البغدادی (متوفاى۴۱۳ هـ)، الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۳۴۸، تحقیق: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لتحقیق التراث، ناشر: دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع – بیروت – لبنان، الطبعه: الثانیه، ۱۴۱۴هـ – ۱۹۹۳ م.

بررسی سند رو ایت:

در سند این روایت نیز دو نفر: ۱٫ على بن محمد و ۲٫ محمد بن على بن بلال واقع شده است:

۱٫ علی بن محمد:

علی بن محمد بن إبراهیم بن أبان الرازی الکلینی المعروف بعلان یکنى أبا الحسن. ثقه، عین. له کتاب أخبار القائم [علیه السلام].

رجال النجاشی، ص ۲۶۱

۲ـ محمد بن علی بن بلال:

محمد بن علی بن بلال، ثقه.

رجال الطوسی، ص۴۰۱٫

این روایت که با سند صحیح نقل شده است، به روشنی ثابت می‌کند که امام عسکری علیه السلام فرزند داشته است و به محمد بن علی بن بلال خبر داده و جانشین را معرفی کرده است.

۷٫ خبر به ابو هاشم جعفری: به زودی صاحب فرزند خواهم شد:

شیخ طوسی رحمه الله علیه روایتی را نقل کرده است که در آن، امام حسن عسکری علیه السلام به ابو هاشم جعفری از به وجود آمدن فرزنش حضرت حجت سلام الله علیه خبر داده است:

وَرَوَى سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ: کُنْتُ مَحْبُوساً مَعَ أَبِی مُحَمَّدٍ علیه السلام فِی حَبْسِ الْمُهْتَدِی بْنِ الْوَاثِقِ فَقَالَ لِی یَا بَا هَاشِمٍ إِنَّ هَذَا الطَّاغِیَ أَرَادَ أَنْ یَعْبَثَ‏ بِاللَّهِ فِی هَذِهِ اللَّیْلَهِ وَقَدْ بَتَرَ اللَّهُ عُمُرَهُ وَجَعَلَهُ لِلْقَائِمِ مِنْ بَعْدِهِ وَلَمْ یَکُنْ لِی وَلَدٌ وَسَأُرْزَقُ‏ وَلَداً.

قَالَ أَبُو هَاشِمٍ فَلَمَّا أَصْبَحْنَا شُغِبَ الْأَتْرَاکُ عَلَى الْمُهْتَدِی فَقَتَلُوهُ وَوَلِیَ الْمُعْتَمِدُ مَکَانَهُ وَسَلَّمَنَا اللَّهُ تَعَالَى‏.

سعد بن بعد الله از ابو هاشم جعفرى نقل می‌کند که من به همراه حضرت امام حسن عسکرى علیه السّلام در زندان مهتدى پسر واثق حضرت عسکرى علیه السّلام زندانى بودم، آن حضرت فرمود: این ستمگر تصمیم دارد امشب با خدا به شوخى بپردازد؛ ولى خدا عمر او را قطع می‌کند و مقامش را در اختیار جانشینش قرار میدهد. با این‌که اکنون من فرزندى ندارم؛ ولى به زودى صاحب فرزند می‌شوم.

ابو هاشم گفت: فردا صبح ترک‏ها بر مهتدى شوریده او را کشتند و معتمد به جاى او نشست و ما نجات یافتیم.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، کتاب الغیبه، ص۲۰۵، تحقیق الشیخ عباد الله الطهرانی/ الشیخ على احمد ناصح، ناشر: مؤسسه المعارف الاسلامیه، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۱هـ.

سند شیخ طوسی تا سعد بن عبد الله:

عده من أصحابنا [منهم: الشیخ أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان المفید والحسین بن عبید الله وأحمد بن عبدون وغیرهم؛ الفهرست، الشیخ الطوسی، ص۶۱]

عن محمد بن علی بن الحسین بن بابویه، عن أبیه ومحمد بن الحسن، عن سعد بن عبد الله

و قال شیخ الطائفه: أخبرنا الحسین بن عبید الله وابن أبی جید، عن أحمد بن محمد بن یحیى العطار، عن أبیه، عن سعد بن الله جمیعا

مرحوم آیت الله خوئی در باره سند شیخ طوسی تا سعد بن عبد الله می‌گوید:

وطریق الصدوق إلیه: أبوه، ومحمد بن الحسن – رضی الله عنهما – والطریق کطریق الشیخ إلیه صحیح.

معجم رجال الحدیث، السید الخوئی، ج۹، ص۸۳٫

بنابراین سند شیخ تا سعد بن عبد الله صحیح است و شکی در وثاقت این افراد نیست.

سعد بن عبد الله الأشعری:

نجاشی او را عالم بزرگ، فقیه و چهره شناخته شده شیعه معرفی کرده است:

شیخ هذه الطائفه وفقیهها ووجهها….

رجال النجاشی، ص۱۷۷

و شیخ طوسی نیز می‌گوید که او گرانقدر و قابل اعتماد بوده است:

جلیل القدر، ثقه.

الفهرست، ص۱۳۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۷۸، رقم: ۵۰۵۸

أبو هاشم الجعفری:

اسم ابو هاشم، داود، فرزند قاسم و کنیه اش ابو هاشم است. او شخصى بزرگوار و مورد وثوق است.

نجاشى در باره او مى‌نویسد:

داود بن القاسم بن إسحاق بن عبد الله بن جعفر بن أبی طالب، أبو هاشم الجعفری رحمه الله کان عظیم المنزله عند الأئمه علیهم السلام، شریف القدر، ثقه، روى أبوه عن أبی عبد الله علیه السلام.

داود بن قاسم بن اسحاق بن عبد الله بن جعفر بن ابى طالب، ابو هاشم جعفرى در نزد ائمه علیهم السلام داراى منزلت بزرگ بود، او یک انسان با شرافت و ثقه است. و پدرش از امام صادق علیه السلام روایت کرده است.

رجال النجاشی، ص۱۵۶٫

شیخ طوسى نیز او را موثق و جلیل القدر تعریف کرده‌است:

داود بن القاسم الجعفری، یکنى أبا هاشم، من ولد جعفر بن أبی طالب علیه السلام، ثقه جلیل القدر.

داود بن قاسم جعفرى کنیه اش ابوهاشم از فرزندان جعفر بن ابى طالب علیه السلام است، او فرد موثق و جلیل القدر است.

رجال الطوسی، ص۳۷۵٫

پس سند این روایت نیز صحیح است و ثابت می‌کند که امام عسکری علیه السلام پیش از تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از به دنیا آمدن آن حضرت خبر داده است.

دسته سوم: دیده شدن حضرت مهدی علیه السلام در زمان غیبت

علاوه بر روایاتی که گذشت و ثابت می‌کرد که امام عسکری علیه السلام صاحب فرزند بوده و به شیعیانش خبر داده است، روایات دیگری با سندهای صحیح در کتاب‌های شیعه یافت می‌شود که تعدادی از شیعیان خاص در زمان غیبت صغری و یا در کودکی وجود نازنین آن حضرت را دیده و برای دیگران تعریف کرده است:

۸٫ عثمان بن سعید العمری:

یکى از کسانى که به دیدار حضرت مهدى علیه السلام بار یافته، نائب و سفیر او عثمان بن سعید عمرى است، او در جواب سؤال عبد الله بن جعفر حمیرى که از راویان موثق است تصریح مى‌کند که امام زمان علیه السلام را دیده‌است. مرحوم کلینى این روایت را با سند صحیح این‌گونه نقل کرده‌است:

مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَمُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى جَمِیعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ قَالَ: اجْتَمَعْتُ أَنَا وَالشَّیْخُ أَبُو عَمْرٍو رَحِمَهُ اللَّهُ عِنْدَ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ فَغَمَزَنِی أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ الْخَلَفِ فَقُلْتُ لَهُ: یَا أَبَا عَمْرٍو إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْ شَیْ‏ءٍ وَمَا أَنَا بِشَاکٍّ فِیمَا أُرِیدُ أَنْ  أَسْأَلَکَ عَنْهُ فَإِنَّ اعْتِقَادِی وَدِینِی أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّهٍ إِلَّا إِذَا کَانَ قَبْلَ یَوْمِ الْقِیَامَهِ بِأَرْبَعِینَ یَوْماً فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ رُفِعَتِ الْحُجَّهُ وَأُغْلِقَ بَابُ التَّوْبَهِ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُ نَفْساً إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْراً فَأُولَئِکَ أَشْرَارٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَهُمُ الَّذِینَ تَقُومُ عَلَیْهِمُ الْقِیَامَهُ وَلَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ أَزْدَادَ یَقِیناً وَإِنَّ إِبْرَاهِیمَ علیه السلام سَأَلَ رَبَّهُ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ یُرِیَهُ «کَیْفَ یُحْیِی الْمَوْتَى قَالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَ لَکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی»….

ثُمَّ قَالَ: سَلْ حَاجَتَکَ فَقُلْتُ لَهُ: أَنْتَ رَأَیْتَ الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِ أَبِی مُحَمَّدٍ علیه السلام؟ فَقَالَ: إِی وَاللَّهِ وَرَقَبَتُهُ مِثْلُ ذَا وَأَوْمَأَ بِیَدِهِ….

عبد الله بن جعفر حمیرى مى‌گوید: من با عثمان بن سعید عمروى سفیر امام زمان علیه السلام در خانه احمد بن اسحاق، وکیل امام بودیم. احمد بن اسحاق به من اشاره کرد تا از جانشین امام عسکرى بپرسم، من به سفیر امام زمان عثمان بن سعید گفتم:

مى‏خواهم سؤالى مطرح کنم. سؤال من در اثر شک و تردید نیست، زیرا کیش و آئین من بر این است که زمین از حجت خالى نمى‏ماند، مگر چهل روز قبل از قیامت که در آن روز حجت خدا به آسمان پر مى‏کشد. در آن روز راه توبه و بازگشت به ایمان مسدود مى‏شود آنسان که بعد از آن نه ایمان کسى پذیرفته شود که تا آن روز کافر بوده است، و نه کردار شایسته مردمان مورد قبول مى‏افتد که پاداشى بر آن مترتب گردد. مردمى که در آن چهل روز بر روى زمین باشند بدکاره‏هاى خلق خدا هستند و عالم هستى بر سر همانان خراب مى‏شود. با این اعتقاد و یقین، دوست دارم بر یقین خود بیفزایم. همانا ابراهیم خلیل از خدا مسألت کرد تا به او نشان دهد که چگونه مردگان را زنده مى‏کند. و خدا به او گفت: مگر این را باور نداری؟ ابراهیم گفت: «چرا باور دارم. اما مى‏خواهم اطمینان و آرامش دل بیابم». من نیز به شما که سفیر امام زمانى وثوق کامل دارم‏….

عثمان بن سعید گفت: سؤال خود را مطرح کن و آنچه حاجت دارى بپرس. من گفتم: «تو خودت جانشین امام حسن عسکرى را دیده‏اى؟». گفت: آرى به خدا. موقعى که او را دیدم گردن او تا این حد رشد کرده بود و به دست خود اشاره کرد…

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الأصول من الکافی، ج۱، ص۳۳۰، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعه الثانیه،۱۳۶۲ هـ.ش.

بررسی سند روایت:

مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ:

نجاشى در بار او مى‌نویسد که او مورد اعتماد، سرشناس و کاتب امام عصر علیه السلام بوده است:

محمد بن عبد الله بن جعفر بن الحسین بن جامع بن مالک الحمیری أبو جعفر القمی، کان ثقه، وجها، کاتب صاحب الامر علیه السلام.

رجال النجاشی، ص ۳۵۵٫

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى العطار:

نجاشی می‌گوید که او بزرگ قمی‌ها در زمان خود، مورد اعتماد و سرشناس بود:

محمد بن یحیى أبو جعفر العطار القمی، شیخ أصحابنا فی زمانه، ثقه، عین، کثیر الحدیث.

رجال النجاشی، ص ۳۵۳

عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ:

نجاشی می‌گوید که او بزرگ قمی‌ها و سرشناس آنان بود:

عبد الله بن جعفر بن الحسین بن مالک بن جامع الحمیری أبو العباس القمی. شیخ القمیین و وجههم.

رجال النجاشی، ص ۲۱۹

و شیخ طوسی نیز او را در دو کتاب خود توثیق کرده است:

عبد الله بن جعفر الحمیری القمی، یکنى أبا العباس، ثقه….

الفهرست، ص۱۶۸٫

عبد الله بن جعفر الحمیری، قمی، ثقه.

رجال الطوسی، ص ۴۰۰

احمد بن إسحاق القمی:

نجاشی می‌گوید:

وکان وافد القمیین، وروى عن أبی جعفر الثانی وأبی الحسن علیهما السلام، وکان خاصه أبی محمد علیه السلام.

او نماینده مردم قم بود و از ابى جعفر و امام على النقى علیهما السلام روایت کرده است و از یاران ویژه‌اى امام حسن عسکرى علیه السلام بود.

رجال النجاشی، ص۹۱٫

شیخ طوسى نیز در فهرست او را به همان عبارت نجاشى ستوده و اضافه مى‌کند که او امام زمان علیه السلام را دیده‌است:

الأشعری، أبو علی، کبیر القدر، وکان من خواص أبی محمد علیه السلام، ورأى صاحب الزمان علیه السلام، وهو شیخ القمیین ووافدهم.

الفهرست، ص۷۰٫

و در رجال خود او را ثقه دانسته است:

أحمد بن إسحاق بن سعد الأشعری، قمی، ثقه.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، رجال الطوسی، ص۳۹۷، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵هـ.

عثمان بن سعید العمری:

شیخ طوسی می‌گوید که او گرانقدر، مورد اعتماد و وکیل امام علیه السلام بوده است:

عثمان بن سعید العمری الزیات، ویقال له: السمان، یکنى أبا عمرو، جلیل القدر ثقه، وکیله علیه السلام.

رجال الطوسی، ص ۴۰۱٫

سند این روایت صحیح اعلائى است و تمام روات آن از برترین راویان تاریخ شیعه هستند.

۹٫ محمد بن عثمان العمری در کنار خانه خدا

شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه می‌نویسد: محمد بن عثمان عمری، حضرت حجت بن الحسن علیه السلام را در کنار خانه خدا زیارت کرده است:

وَرُوِیَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ أَنَّهُ قَالَ: سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فَقُلْتُ لَهُ رَأَیْتَ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ فَقَالَ نَعَمْ وَ آخِرُ عَهْدِی بِهِ عِنْدَ بَیْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ وَهُوَ یَقُولُ اللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی.

– قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَأَرْضَاهُ‏ وَرَأَیْتُهُ مُتَعَلِّقاً بِأَسْتَارِ الْکَعْبَهِ فِی الْمُسْتَجَارِ وَهُوَ یَقُولُ- اللَّهُمَّ انْتَقِمْ لِی مِنْ أَعْدَائِکَ.

از عبد الله بن جعفر حمیری روایت شده است که از محمد بن عثمان العمری که خداوند از او راضی باد سؤال کردم و گفتم: آیا صاحب الأمر را دیده‌ای؟ پس گفت: بلی، آخرین دیدارم با ایشان در کنار بیت الله الحرام بود که آن حضرت می‌فرمود: خدایا آن چه را که به من وعده داده‌ای عملی کن.

محمد بن عثمان گفت: و دیدم که پرده کعبه را در رکن مستجار گرفته و می‌فرمود: خدایا به وسیله من از دشمنانت انتقام بگیر.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى۳۸۱هـ)، من لا یحضره الفقیه، ج‏۲، ص۵۲۰، تحقیق: علی اکبر الغفاری، ناشر: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

بررسی سند روایت:

شیخ صدوق در مشیخه کتاب من لایحضر سند خود را از عبد الله بن جعفر حمیری این گونه نقل کرده است:

وما کان فیه عن عبد الله بن جعفر الحمیری فقد رویته عن أبی، ومحمد بن الحسن، ومحمد بن موسى بن المتوکل رضی الله عنهم عن عبد الله بن جعفر بن جامع الحمیری.

من لا یحضره الفقیه، ج ۴ ص ۵۱۰

پس شیخ صدوق در حقیقت این روایت را از سه نفر: پدر بزگوارش، محمد بن الحسن و محمد بن موسی المتوکل از عبد الله بن جعفر از محمد بن عثمان العمری نقل کرده است.

این سند هیچ اشکالی ندارد و تمام راویان آن از بزرگان تاریخ شیعه به شمار می‌روند:

علی بن الحسین بن بابویه

او از فقها و از موثقین و علماء قم است، نجاشی در باره او می‌گوید:

شیخ القمیین فی عصره ومتقدمهم، وفقیههم، وثقتهم…

رجال النجاشی، ص۲۶۱

و شیخ طوسی او را از فقهای بزرگ شیعه و ثقه می‌داند:

کان فقیها، جلیلا، ثقه.

الفهرست، ص۱۵۷

محمد بن الحسن بن ولید:

نجاشی می‌گوید که او بزرگ مردم قم، فقیه باسابقه و پیش کسوت بود و دارای قدر و منزلت عظیمی است و شخصیت برجسته‌ای دارد:

شیخ القمیین وفقیههم، ومتقدمهم ووجههم ثقه ثقه، عین…

رجال النجاشی، ص۳۸٫

و شیخ طوسی می‌گوید که وی عالم گرانقدر، آگاه به علم رجالو در فقه تسلط کافی داشت و مورد اعتماد بود:

جلیل القدر، عارف بالرجال، موثوق به… جلیل القدر، بصیر بالفقه، ثقه.

الفهرست، ص۲۳۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۲۰، رقم: ۱۰۴۹۰٫

عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ:

نجاشی می‌گوید که او بزرگ قمی‌ها و چهره سرشناس آنان بود:

عبد الله بن جعفر بن الحسین بن مالک بن جامع الحمیری أبو العباس القمی. شیخ القمیین و وجههم.

رجال النجاشی، ص ۲۱۹

و شیخ طوسی نیز او را در دو کتاب خود توثیق کرده است:

علیه السلام جعفر الحمیری القمی، یکنى أبا العباس، ثقه….

الفهرست، ص۱۶۸٫

عبد الله بن جعفر الحمیری، قمی، ثقه.

رجال الطوسی، ص ۴۰۰

محمد بن عثمان العمری

شیخ طوسی می‌گوید که او و پدر بزرگوارش وکیل حضرت صاحب الزمان بودند و نزد شیعیان جایگاه بلندی داشتند:

۱۰۱ – محمد بن عثمان بن سعید العمری، یکنى أبا جعفر، وأبوه یکنى أبا عمرو، جمیعا وکیلان من جهه صاحب الزمان علیه السلام، ولهما منزله جلیله عند الطائفه.

رجال الطوسی، ص ۴۴۷٫

بنابراین سند این روایت هم کاملا صحیح است و ثابت می‌کند که محمد بن عثمان عمری آن حضرت را در زمان غیبت صغری و در کنار خانه کعبه دیده است.

۱۰٫ محمد بن عثمان العمری:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ قَالَ: قُلْتُ لِمُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْعَمْرِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ: إِنِّی أَسْأَلُکَ سُؤَالَ إِبْرَاهِیمَ رَبَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ حِینَ قَالَ لَهُ «رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتى‏ قالَ أَ وَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى‏ وَلکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی» فَأَخْبِرْنِی عَنْ صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ هَلْ رَأَیْتَهُ؟ قَالَ: نَعَمْ وَلَهُ رَقَبَهٌ مِثْلُ ذِی وَأَشَارَ بِیَدِهِ إِلَى عُنُقِه‏.

عبد اللَّه بن جعفر حمیرى مى‌گوید: به محمد بن عثمان عمرى گفتم من از تو همان سؤالى را مى‏کنم که ابراهیم علیه السلام از پروردگارش پرسد وقتى گفت: «پروردگارا به من نشان بده چگونه مرده‏ها را زنده مى‌کنى گفت: مگر ایمان ندارى؟ عرض‌کرد: چرا، ولى مى‌خواهم دلم مطمئن شود» به من خبرده از صاحب الامر که او را دیدى؟ فرمود: آرى، گردنى دارد مانند این و با دست خود اشاره به گردن خود نمود.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى۳۸۱هـ)، کمال الدین و تمام النعمه، ص۴۳۵،‌ ح۳، ناشر:‌ اسلامیه ـ تهران‏، الطبعه الثانیه‏، ۱۳۹۵ هـ.

محمد بن الحسن بن ولید:

محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید أبو جعفر شیخ القمیین، وفقیههم، ومتقدمهم، ووجههم. ویقال: إنه نزیل قم، وما کان أصله منها. ثقه ثقه، عین، مسکون إلیه.

رجال النجاشی، ص ۳۸۳٫

محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید القمی، جلیل القدر بصیر بالفقه، ثقه.

رجال الطوسی، ص ۴۳۹٫

عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ:

عبد الله بن جعفر بن الحسین بن مالک بن جامع الحمیری أبو العباس القمی. شیخ القمیین و وجههم.

رجال النجاشی، ص ۲۱۹

علیه السلام جعفر الحمیری القمی، یکنى أبا العباس، ثقه….

الفهرست، ص۱۶۸٫

عبد الله بن جعفر الحمیری، قمی، ثقه.

رجال الطوسی، ص ۴۰۰

محمد بن عثمان العمری:

محمد بن عثمان بن سعید، یکی از وکیلان و نواب خاص امام عصر علیه السلام بوده و جایگاه عظیمی در نزد امام عسکری و حضرت مهدی علیهما السلام داشته است؛ چنانچه شیخ طوسی در باره او و پدر بزرگوارش می‌نویسد:

محمد بن عثمان بن سعید العمری، یکنى أبا جعفر، وأبوه یکنى أبا عمرو، جمیعا وکیلان من جهه صاحب الزمان علیه السلام، ولهما منزله جلیله عند الطائفه.

رجال الطوسی، ص ۴۴۷٫

۱۱٫ توصیف حضرت حجت علیه السلام توسط عثمان بن سعید العمری

شیخ کلینی در کتاب شریف کافی می‌نویسد:

۴- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمْدَانَ الْقَلَانِسِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِلْعَمْرِیِّ قَدْ مَضَى أَبُو مُحَمَّدٍ علیه السلام فَقَالَ قَدْ مَضَى وَلَکِنْ قَدْ خَلَّفَ فِیکُمْ مَنْ رَقَبَتُهُ مِثْلُ هَذَا وَأَشَارَ بِیَدِهِ.

حمدان القلانسی گوید: به عثمان بن سعید گفتم: امام عسکری از دنیا رفت؟ پس گفت: بلی؛ ولی در میان باقی گذاشت کسی را که گردن او این چنین است ـ با دستش نشان داد ـ.

الکافی، ج‏۱، ص۳۳۱

بررسی سند روایت:

عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ العلان الکلینی

مرحوم نجاشی می‌گوید که او مورد اعتماد و چهره سرشناسی بود:

علی بن محمد بن إبراهیم بن أبان الرازی الکلینی المعروف بعلان یکنى أبا الحسن. ثقه، عین. له کتاب أخبار القائم [علیه السلام]

فهرست اسماء مصنفی الشیعه ( رجال النجاشی ) – النجاشی – ص ۲۶۱٫

حَمْدَانَ الْقَلَانِسِیِّ:

مرحوم کشی می‌گوید که او فقیه، مورد اعتماد و اهل خیر بود:

وأما محمد بن أحمد النهدی: وهو حمدان القلانسی کوفی فقیه ثقه خیر.

اختیار معرفه الرجال ( رجال الکشی )، ج۲، ص۸۱۲

دسته چهارم: حضرت مهدی علیه السلام نهمین فرزند، از نسل امام حسین علیه السلام است

۱۲٫ رسول خدا صلی الله علیه وآله:

شیخ صدوق رحمت الله علیه در کتاب «الخصال» با سند صحیح از سلمان فارسی نقل می‌کند که رسول خدا صلى الله علیه وآله امام حسین علیه السلام را امام، فرزند امام و پدر ائمه علیهم السلام معرفی کرده است:

حَدَّثَنَا أَبِی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ قَالَ حَدَّثَنِی یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه وآله وإِذَا الْحُسَیْنُ عَلَى فَخِذَیْهِ وهُوَ یُقَبِّلُ عَیْنَیْهِ ویَلْثِمُ فَاهُ وهُوَ یَقُولُ أَنْتَ سَیِّدٌ ابْنُ سَیِّدٍ، أَنْتَ‏ إِمَامٌ‏ ابْنُ‏ إِمَامٍ،‏ أَبُو الْأَئِمَّهِ، أَنْتَ حُجَّهٌ ابْنُ حُجَّهٍ، أَبُو حُجَجٍ تِسْعَهٍ مِنْ صُلْبِکَ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ.

«سلمان فارسى رحمت الله علیه روایت مى‏کند: نزد رسول خدا صلى الله علیه وآله بودم، دیدم حسین  علیه السلام بر زانوى آن حضرت نشسته، پیامبر چشم­ها و دهان وى را مى‏بوسد و مى‏گوید:

تو سرور امت من و فرزند سرور امت من هستى، و تو امام فرزند امام و پدر امام هستى، تو حجت خدا و پدر ۹ تن از حجت‌های خداوندی که از نسل تو هستند که نهمین آنان، حضرت قائم است».

همین روایت در کتاب الإختصاص شیخ مفید رحمت الله علیه با سند دیگر و در کتاب الإمامه والتبصره و کفایه الأثر با همان سند شیخ صدوق رحمت الله علیه نقل شده است.

الصدوق، محمد بن علی، الخصال، ج۲، ص۴۷۵، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه ـ قم؛

المفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص۲۰۸، دار المفید ـ بیروت؛

ابن بابویه، علی بن الحسین، الإمامه والتبصره من الحیره، ص۱۱۰، مدرسه الإمام المهدی ـ قم؛ الخزاز، علی بن محمد، کفایه الأثر، ص۴۶، بیدار ـ قم، ۱۴۰هـ

از این روایت نکات ذیل قابل استفاده است:

  1. امام حسین  علیه السلام «امام» و پدر او امیرمؤمنان علیه السلام نیز «امام» بوده است؛
  2. «امامت» بعد از امام حسین در نسل آن حضرت ادامه خواهد یافت؛
  3. ائمه علیهم السلام حجت خداوند بر مردم هستند؛
  4. نهمین فرزندن امام حسین علیه السلام قائم آل محمد (مهدی) خواهد بود.

سند روایت:

علی بن الحسین بن بابویه:

مرحوم نجاشی او را بزرگ، پیشتاز، پیشکسوت فقها و دانشمندان قم و ثقه دانسته است:

شیخ القمیین فی عصره ومتقدمهم، وفقیههم، وثقتهم…

رجال النجاشی، ص۲۶۱

و شیخ طوسی نیز می‌گوید که از فقهای بزرگ و مورد اعتماد بوده است:

کان فقیها، جلیلا، ثقه.

الفهرست، ص۱۵۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۲، ص۳۹۷ـ ۳۹۸، رقم: ۸۰۷۶

 

سعد بن عبد الله الأشعری:

نجاشی او را عالم بزرگ، فقیه و چهره شناخته شده شیعه معرفی کرده است:

شیخ هذه الطائفه وفقیهها ووجهها….

رجال النجاشی، ص۱۷۷

و شیخ طوسی نیز می‌گوید که او گرانقدر و قابل اعتماد بوده است:

جلیل القدر، ثقه.

الفهرست، ص۱۳۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۷۸، رقم: ۵۰۵۸

 

یعقوب بن یزید:

نجاشی می­گویدکه وی مورد اعتماد و بسیار راستگو بوده است:

وکان ثقه صدوقا…

رجال النجاشی، ص۴۵۰

و شیخ طوسی نیز او را ثقه می‌داند:

کثیر الروایه، ثقه.

الفهرست، ص۲۶۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۱، ص۱۵۶، رقم: ۱۳۷۷۸

حماد بن عیسی:

نجاشی او در نقل حدیث قابل اعتماد و بسیار راستگو توصیف کرده است:

وکان ثقه فی حدیثه، صدوقا.

رجال النجاشی، ص۱۴۲

و شیخ طوسی نیز وی را از نویسندگان شیعه و مورد اعتماد می‌داند:

له کتب، ثقه.

رجال الطوسی، ص۳۳۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۲۳۶ـ۲۳۷، رقم: ۳۹۷۲٫

عبد الله بن مسکان:

نجاشی می‌گوید که از دانشمندان سرشناس و مورد اعتماد بوده است:

ثقه، عین.

رجال النجاشی، ص۲۱۴

و شیخ طوسی نیز او را توثق کرده است:

عبد الله بن مسکان ثقه.

الفهرست، ص۱۶۸، معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۳۴۷، رقم: ۷۱۷۳

أبان بن تغلب:

نجاشی می‌نویسد که او محضر سه امام علیهم السلام را درک و جایگاه خاصی نزد آن بزرگواران داشته و شیعیان نیز برای او موقعیت ممتازی قائل بوده اند:

عظیم المنزله فی أصحابنا، لقی علی بن الحسین، وأبا جعفر، وأبا عبد الله علیهم السلام وروى عنهم، وکانت له عندهم منزله وقدم.

رجال النجاشی، ص۱۰٫

شیخ طوسی نیز می‌گوید که او جایگاه ویژه نزد شیعیان داشته و گرانقدر و محترم بوده است:

ثقه، جلیل القدر، عظیم المنزله فی أصحابنا.

الفهرست، ص۵۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۱۳۱، رقم: ۲۸٫

۱۳٫ امیرمؤمنان علیه السلام:

شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا، هنگام نقل حدیث شریف ثقلین، نام ائمه علیهم السلام را نیز از زبان امیرمؤمنان علیه السلام نقل کرده است:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِیَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ غِیَاثِ‏ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهم السلام قَالَ‏:…

سُئِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَنْ مَعْنَى قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ‏ الثَّقَلَیْنِ‏ کِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی مَنِ الْعِتْرَهُ؟ فَقَالَ:

أَنَا وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ وَالْأَئِمَّهُ التِّسْعَهُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ تَاسِعُهُمْ مَهْدِیُّهُمْ وَقَائِمُهُمْ لَا یُفَارِقُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَلَا یُفَارِقُهُمْ حَتَّى یَرِدُوا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله حَوْضَه‏.

«از امیر مؤمنان علیه السلام پرسیدند: معنى سخن رسول خدا صلى الله علیه وآله که فرموده: «انّى مخلّف فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتى» چیست؟ عترت چه کسانى هستند؟ حضرت فرموند: مقصود از عترت، من و حسنین و نه نفر از اولاد حسین هستیم، نفر نهم مهدى و قائم عترت است، اینان از قرآن جدا نخواهند شد تا زمانی که در کنار حوض کوثر خدمت پیغمبر برسند».

الصدوق، محمد بن علی(متوفای۳۸۱هـ)، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص۶۰، مؤسسه الأعلمی ـ بیروت.

این روایت ثابت می‌کند که اهل بیت علیهم السلام و قرآن کریم، جانشینان رسول خدا صلى الله علیه وآله بعد از آن حضرت هستند و مقصود از حدیث شریف ثقلین امامان دوازدگانه شیعه هستند. همچنین این روایت، عصمت مطلق اهل بیت علیهم السلام و همراهی همیشگی آن­ها را با قرآن گوشزد می‌کند.

بررسی سند روایت:

احمد بن زیاد بن جعفر همدانی:

او از اساتید شیخ صدوق رحمت الله علیه است و شیخ از او به بزرگی یاد کرده و می‌گوید:

وکان رجلا ثقه دینا فاضلا رحمه الله علیه ورضوانه.

«او شخص مورد اعتماد، متدین و فاضل بود، رحمت و رضوان خداوند بر او نثارش باد».

کمال الدین وتمام النعمه، ص۳۶۹

با تأیید شیخ صدوق، نیازى نیست تا سخن دیگران را در این باره ذکر کنیم.

علی بن ابراهیم بن هاشم:

او از اساتید شیخ کلینی است، نجاشی در باره او می‌گوید: «علی بن ابراهیم قمی، در نقل حدیث مطمئن و مورد اعتماد است و مذهب صحیحی دارد».

القمی، ثقه فی الحدیث، ثبت، معتمد، صحیح المذهب.

رجال النجاشی، ص۲۶۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۲، ص۲۱۲، رقم: ۷۸۳۰٫

 ابراهیم بن هاشم:

سید بن طاووس در سندی که ابراهیم بن هاشم در سلسله آن وجود دارد، گفته: «ورواه الحدیث ثقات بالاتفاق»

فلاح السائل، ص۱۵۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۲۹۱، رقم: ۳۳۲٫

این جمله به روشنی ثابت می‌کند که تمام علمای شیعه بر وثاقت او اجماع داشته‌اند.

محمد بن أبی عمیر:

وی از برترین راویان شیعه و از اصحاب اجماع به شمار می‌رود؛ یعنی از افرادی است که هر روایتی که با سند صحیح به آن‌ها برسد، شیعیان اتفاق بر قبول آن دارند.

نجاشی در باره او می­گوید: ویاز نظر ما و حتی مخالفان، عالمی گرانقدر و والا مقام است:

جلیل القدر، عظیم المنزله فینا وعند المخالفین…

رجال النجاشی، ص۳۲۶

و شیخ طوسی می­گوید: وی مطمئن ترین، زاهدترین، با تقواترین و عابدترین شخص نزد شیعه و سنی است:

وکان من أوثق الناس عند الخاصه والعامه، وأنسکهم نسکا، وأورعهم وأعبدهم.

الفهرست، ص۲۱۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۲۹۱ ـ ۲۹۲، رقم: ۱۰۰۴۳٫

 

غیاث بن ابراهیم التمیمی الأسدی:

نجاشی می­گوید: «وی مورد اعتماد بود و از امام صادق و امام کاظم علیهما السلام حدیث نقل کرده است».

ثقه. روى عن أبی عبد الله وأبی الحسن علیهما السلام.

رجال النجاشی، ص۳۰۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص۲۵۰، رقم: ۹۲۹۹

۱۴٫امام باقر علیه السلام:

شیخ کلینی با سند صحیح نقل می‌کند:

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ سَعِیدِ بْنِ غَزْوَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ یَکُونُ تِسْعَهُ أَئِمَّهٍ بَعْدَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ.

«ابوبصیر از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که بعد از امام حسین بن علی علیهما السلام۹ امام خواهند آمد که نهمین امام قائم آن‌ها است».

الکافی، ج۱، ص۵۳۳

علامه مجلسی در باره سند این روایت می‌گوید:

الحدیث الخامس عشر: حسن کالصحیح.

مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏۶، ص۲۳۱٫

بررسی سند روایت:

علی بن ابراهیم بن هاشم:

نجاشی در باره او می‌گوید: «علی بن ابراهیم قمی، در نقل حدیث مطمئن و مورد اعتماد است و مذهب صحیحی دارد».

القمی، ثقه فی الحدیث، ثبت، معتمد، صحیح المذهب.

رجال النجاشی، ص۲۶۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۲، ص۲۱۲، رقم: ۷۸۳۰٫

ابراهیم بن هاشم:

سید بن طاووس در سندی که ابراهیم بن هاشم در سلسله آن وجود دارد، گفته است که تمام روات آن مورد اعتماد هستند:

ورواه الحدیث ثقات بالاتفاق.

فلاح السائل، ص۱۵۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۲۹۱، رقم: ۳۳۲٫

این جمله به روشنی ثابت می‌کند که تمام شیعیان بر وثاقت او اجماع داشته‌اند.

محمد بن أبی عمیر:

وی از برترین راویان شیعه و از اصحاب اجماع به شمار می‌رود؛ یعنی از افرادی است که هر روایتی که با سند صحیح به آن‌ها برسد، شیعیان اتفاق بر قبول آن دارند.

نجاشی در باره او می­گوید: ویاز نظر ما و حتی مخالفان، عالم گرانقدر و والا مقام است:

جلیل القدر، عظیم المنزله فینا وعند المخالفین…

رجال النجاشی، ص۳۲۶٫

و شیخ طوسی می­گوید: وی مطمئن ترین، زاهدترین، با تقواترین و عابدترین شخص نزد شیعه و سنی است:

وکان من أوثق الناس عند الخاصه والعامه، وأنسکهم نسکا، وأورعهم وأعبدهم.

الفهرست، ص۲۱۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۲۹۱ ـ ۲۹۲، رقم: ۱۰۰۴۳٫

سعید بن غزوان:

نجاشی می­گوید: او مورد اعتماد است.

ثقه.

رجال النجاشی، ص۱۸۱؛ معجم رجال الحدیث، ج۹،ص۱۳۳، رقم: ۵۱۷۲

ابو بصیر اسدی:

او یکی از اصحاب اجماع است که علمای شیعه اتفاق دارند اگر روایتی با سند صحیح به او منتهی شود، صحیح است. نجاشی در باره او می‌نویسد:

«یحیی بن قاسم، أبو بصیر أسدییا به عبارت دیگر أبو محمد: مورد اعتماد و بزرگ قوم و دارای قدر منزلت بوده است».

یحیى بن القاسم، أبو بصیر الأسدی، وقیل أبو محمد: ثقه، وجیه…

رجال النجاشی، ص۴۴۱؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۱، ص۷۹، رقم: ۱۳۵۹۹٫

دسته پنجم: چهارمین فرزند از فرزندان امام رضا علیه السلام

۱۵٫ روایت امام رضا علیه السلام

امام هشتم علیه السلام به ریان بن صلت می‌فرماید: صاحب الامر چهارمین شخص از فرزندان من است:

۷- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِیَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام: أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ؟

فَقَالَ أَنَا صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ وَ لَکِنِّی لَسْتُ بِالَّذِی أَمْلَؤُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَکَیْفَ أَکُونُ ذَلِکَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ ضَعْفِ بَدَنِی وَإِنَّ الْقَائِمَ‏ هُوَ الَّذِی‏ إِذَا خَرَجَ‏ کَانَ فِی سِنِّ الشُّیُوخِ وَمَنْظَرِ الشُّبَّانِ قَوِیّاً فِی بَدَنِهِ حَتَّى لَوْ مَدَّ یَدَهُ إِلَى أَعْظَمِ شَجَرَهٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لَقَلَعَهَا وَلَوْ صَاحَ بَیْنَ الْجِبَالِ لَتَدَکْدَکَتْ صُخُورُهَا یَکُونُ مَعَهُ عَصَا مُوسَى وَخَاتَمُ سُلَیْمَانَ علیه السلام ذَاکَ الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِی یُغَیِّبُهُ اللَّهُ فِی سِتْرِهِ مَا شَاءَ ثُمَّ یُظْهِرُهُ فَیَمْلَأُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً.

ریان بن صلت می‌گوید به امام رضا علیه السلام عرض کردم شما صاحب الامر هستید؟ فرمود من هم صاحب الامرم ولى آن صاحب الامر نیستم که زمین را پر از عدالت کند چنانچه پر از ستم شده است و چگونه او باشم با اینکه مى‏بینى بدنم ضعیف است ولى قائم آنست که چون ظهور کند در سن پیرانست و سیماى جوانان دارد نیرومند باشد تا بجائى که اگر دست به بزرگترین درخت زمین اندازد آن را از جا بکند و اگر میان کوهها نعره کشد سنگهاى آنها از هم بپاشد با او است عصاى موسى و خاتم سلیمان علیهما السلام او چهارمین فرزند من است خدا او را زیر پرده خود دارد تا بخواهد سپس او را ظاهر کند تا زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از جور و ستم شده است.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى۳۸۱هـ)، کمال الدین و تمام النعمه، ص ۳۷۶، تحقیق: علی اکبر الغفاری، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ( التابعه ) لجماعه المدرسین ـ قم، ۱۴۰۵هـ.

بررسی سند روایت:

احمد بن زیاد بن جعفر همدانی:

او از اساتید شیخ صدوق رحمت الله علیه است و شیخ از او به بزرگی یاد کرده و می‌گوید:

وکان رجلا ثقه دینا فاضلا رحمه الله علیه ورضوانه.

«او شخص مورد اعتماد، متدین و فاضل بود، رحمت و رضوان خداوند بر او نثارش باد».

کمال الدین وتمام النعمه، ص۳۶۹

با تأیید شیخ صدوق، نیازى نیست تا سخن دیگران را در این باره ذکر کنیم.

علی بن ابراهیم بن هاشم:

او از اساتید شیخ کلینی است، نجاشی در باره او می‌گوید: «علی بن ابراهیم قمی، در نقل حدیث مطمئن و مورد اعتماد است و مذهب صحیحی دارد».

القمی، ثقه فی الحدیث، ثبت، معتمد، صحیح المذهب.

رجال النجاشی، ص۲۶۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۲، ص۲۱۲، رقم: ۷۸۳۰٫

 ابراهیم بن هاشم:

سید بن طاووس در سندی که ابراهیم بن هاشم در سلسله آن وجود دارد، گفته: «ورواه الحدیث ثقات بالاتفاق»

فلاح السائل، ص۱۵۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۲۹۱، رقم: ۳۳۲٫

این جمله به روشنی ثابت می‌کند که تمام علمای شیعه بر وثاقت او اجماع داشته‌اند.

ریان بن الصلت:

نجاشی می‌گوید که او مورد اعتماد و بسیار راستگو بوده است:

روى عن الرضا علیه السلام، کان ثقه صدوقا.

رجال النجاشی، ص۱۶۵

و شیخ طوسی نیز می‌گوید که او مورد اعتماد و اصالتا اهل خراسان بوده است:

بغدادی، ثقه، خراسانی الأصل.

رجال الطوسی، ص۳۵۷

معجم رجال الحدیث، ج۸، ص ۲۱۷٫

دسته ششم: مخفی بودن ولادت حضرت مهدی علیه السلام

۱۶٫ امام رضا علیه السلام: ولادت مهدی علیه السلام مخفی اما نسبش آشکار

شیخ صدوق در کتاب کمال الدین می‌نویسد:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِیدِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام إِنَّا لَنَرْجُو أَنْ تَکُونَ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ وَأَنْ یَرُدَّهُ اللَّهُ‏ عَزَّ وَجَلَّ إِلَیْکَ مِنْ غَیْرِ سَیْفٍ فَقَدْ بُویِعَ لَکَ وَضُرِبَتِ الدَّرَاهِمُ بِاسْمِکَ.

فَقَالَ: مَا مِنَّا أَحَدٌ اخْتَلَفَتْ إِلَیْهِ الْکُتُبُ وَسُئِلَ عَنِ الْمَسَائِلِ وَأَشَارَتْ إِلَیْهِ الْأَصَابِعُ وَحُمِلَتْ إِلَیْهِ الْأَمْوَالُ إِلَّا اغْتِیلَ أَوْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَتَّى یَبْعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لِهَذَا الْأَمْرِ رَجُلًا خَفِیَ‏ الْمَوْلِدِ وَالْمَنْشَإِ غَیْرَ خَفِیٍّ فِی نَسَبِهِ.

ایوب بن نوح گفت: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: امیدوارم صاحب الامر تو باشى و خدا آن را بدون شمشیر کشیدن به تو برگرداند، به درستی که با شما بیعت شده است و به نام شما سکه زده‏اند.

آن حضرت فرمود: کسى از ما امامان نباشد که نامه‏ها نزد وى رفت و آمد نماید و از او مسأله پرسند و انگشت نما باشد و به وى مال امام بدهند جز آن که ربوده شود یا بر بستر خود بمیرد، تا خداى عز و جل براى این امر مردى را بر انگیزد که ولادت و زندگانیش مخفی و نسبش آشکار است.

کمال الدین وتمام النعمه، ص۳۷۰

بررسی سند روایت

محمد بن الحسن بن ولید:

نجاشی می­گوید: بزرگ مردم قم، فقیه و پیش‌کسوت آنان به شمار می‌رفت، وی بسیار مورد اعتماد و مطمئن بود و شخصیت برجسته‌ای داشت.

شیخ القمیین وفقیههم، ومتقدمهم ووجههم ثقه ثقه، عین…

رجال النجاشی، ص۳۸۳٫

شیخ طوسی می­گوید: وی گرانقدر و والا مقام است، به علم رجال تسلط دارد و مورد اعتماد است. در فقه نکته سنج و آگاه و مطمئن است».

جلیل القدر، عارف بالرجال، موثوق به… جلیل القدر، بصیر بالفقه، ثقه.

الفهرست، ص۲۳۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۲۰، رقم: ۱۰۴۹۰٫

محمد بن الحسن بن فروخ الصفار:

نجاشی می­گوید: در میان عالمان شیعه قم،دارای قدر و منزلت، مورد اعتماد، گرانقدر و برتر از دیگران بوده و روایات او، افتادگی کمتری داشت:

کان وجها فی أصحابنا القمیین، ثقه، عظیم القدر، راجحا، قلیل السقط فی الروایه.

رجال النجاشی، ص۳۵۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۶۳، رقم: ۱۰۵۳۲٫

یعقوب بن یزید:

نجاشی می­گوید: وی مورد اعتماد و بسیار صادق و راستگو بود:

وکان ثقه صدوقا…

رجال النجاشی، ص۴۵۰٫

شیخ طوسی می­گوید: وی روایات بسیاری نقل کرده و مورد اعتماد است:

کثیر الروایه، ثقه.

الفهرست، ص۲۶۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۱، ص۱۵۶، رقم: ۱۳۷۷۸٫

ایوب بن نوح:

مرحوم نجاشی می‌گوید که او وکیل امام جواد و امام هادی علیهما السلام بوده و در نزد آن دو امام همان جایگاه بلندی داشت، امین و بسیار با تقوا بود، زیاد عبادت می‌کرد و در نقل روایت مورد اعتماد بود:

کان وکیلا لأبی الحسن وأبی محمد علیهما السلام، عظیم المنزله عندهما، مأمونا، وکان شدید الورع، کثیر العباده، ثقه فی روایاته.

رجال النجاشی، ص ۱۰۲٫

شیخ طوسی نیز او را توثیق کرده است:

أیوب بن نوح بن دراج، ثقه.

الفهرست، ص ۵۶

معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۱۷۰

دسته هفتم: پیش بینی غیبت حضرت مهدی علیه السلام

۱۷٫شبیه ترین فرد به رسول خدا (ص) از نظر سیرت و صورت:

شیخ کلینی با سند صحیح از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می‌کند که آن حضرت، غیبت امام مهدی علیه السلام را پیش بینی کرده است:

حَدَّثَنَا أَبِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْمُتَوَکِّلُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ قَالُوا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْعَطَّارُ جَمِیعاً قَالُوا حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى وَ إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَاشِمٍ وَأَحْمَدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ جَمِیعاً قَالُوا حَدَّثَنَا أَبُو عَلِیٍّ الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ السَّرَّادُ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم

الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَکُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقاً تَکُونُ‏ لَهُ‏ غَیْبَهٌ وَ حَیْرَهٌ حَتَّى تَضِلَّ الْخَلْقُ عَنْ أَدْیَانِهِمْ فَعِنْدَ ذَلِکَ یُقْبِلُ کَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ فَیَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.

مهدی از فرزندان من است، همنام و هم کنیه من است. او شبیه‌ترین شخص نسبت به من از نظر صورت و سیرت است. او دارای غیبتی است که مردم حیران هستند؛ به حدی که مردم از دین‌شان بر می‌گردند، در این زمان است که او همانند ستاره نفوذ کننده خواهد آمد و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد؛ همان‌گونه که پر از ظلم و جور شده است.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى۳۸۱هـ)، کمال الدین و تمام النعمه، ج‏۱، ص۲۸۷، ناشر:‌ اسلامیه ـ تهران‏، الطبعه الثانیه‏، ۱۳۹۵ هـ.

این روایت ثابت می‌کند که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از نسل رسول خدا صلی الله علیه وآله است و غیبت طولانی خواهد داشت که در این دوران عده‌ای به خاطر عدم ایمان به گفته‌های رسول خدا صلی الله علیه وآله از دین خود خارج و گمراه می‌شوند. حضرت مهدی علیه السلام در چنین دورانی ظهور خواهند کرد.

همچنین این روایت ثابت می‌کند که حضرت مهدی علیه السلام از نظر اخلاق و سیرت شبیه‌ترین فرد به رسول خدا صلی الله علیه وآله است.

این مسأله می‌تواند در پاسخ به شبهه وهابیت که مدعی هسند آن حضرت در زمان ظهور خونریزی زیادی خواهد کرد، کاربرد زیادی دارد.

اگر رسول خدا صلی الله علیه وآله خونریزی کرده است، حضرت مهدی علیه السلام نیز خواهد کرد؛ پس اشکالی ندارد و او پیرو سنت جدش رسول خدا صلی الله علیه وآله است و اگر رسول خدا چنین نکرده است، حضرت مهدی نیز نخواهد کرد.

بررسی سند روایت

علی بن الحسین بن بابویه:

او از فقها و از موثقین و علماء قم است، نجاشی در باره او می‌گوید:

شیخ القمیین فی عصره ومتقدمهم، وفقیههم، وثقتهم…

النجاشی، أحمد بن علی، رجال النجاشی، ص۲۶۱، مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم.

و شیخ طوسی او را از فقهای بزرگ شیعه و ثقه می‌داند:

کان فقیها، جلیلا، ثقه.

الطوسی، محمد بن الحسن، الفهرست، ص۱۵۷، مؤسسه نشر الفقاهه؛ الخوئی، السید أبو القاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۲، ص۳۹۷ـ ۳۹۸٫

محمد بن الحسن بن فروخ الصفار:

نجاشی می­گوید: در میان عالمان شیعه قم،دارای قدر و منزلت، مورد اعتماد، گرانقدر و برتر از دیگران بوده و روایات او، افتادگی کمتری داشت:

کان وجها فی أصحابنا القمیین، ثقه، عظیم القدر، راجحا، قلیل السقط فی الروایه.

رجال النجاشی، ص۳۵۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۶۳، رقم: ۱۰۵۳۲٫

سعد بن عبد الله الأشعری:

نجاشی او را عالم بزرگ، فقیه و چهره شناخته شده شیعه معرفی کرده است:

شیخ هذه الطائفه وفقیهها ووجهها….

رجال النجاشی، ص۱۷۷

و شیخ طوسی نیز می‌گوید که او گرانقدر و قابل اعتماد بوده است.

جلیل القدر، ثقه.

الفهرست، ص۱۳۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۷۸، رقم: ۵۰۵۸٫

محمد بن الحسین أبی الخطاب:

نجاشی می­گوید: وی فرد با عظمت در میان علمای شیعه بوده و بسیار گرانقدر است، روایات زیادی نقل کرده و مورد اعتماد استو دارای شخصیت برجسته بود. تألیفات خوبی داشت و روایات او اطمینان آور است:

جلیل من أصحابنا، عظیم القدر، کثیر الروایه، ثقه، عین، حسن التصانیف، مسکون إلى روایته…

رجال النجاشی، ص۳۳۴٫

و شیخ طوسیاو را با عنوان «کوفی ثقه» یاد می‌کند:

کوفی، ثقه.

رجال الطوسی، ص۳۷۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۳۰۸ ـ ۳۰۹، رقم: ۱۰۵۸۱٫

حسن بن محبوب:

شیخ طوسی می‌گوید که وی اهل کوفه و مورد اعتماد است. بسیار گرانقدر و یکی از ارکان چهارگانه عصر خویش بوده است:

کوفی، ثقه. وکان جلیل القدر، یعد فی الأرکان الأربعه فی عصره.

الفهرست، ص۹۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۶، ص۹۶، رقم: ۳۰۷۹٫

داود بن الحصین:

داود بن حصین الأسدی: مولاهم، کوفی، ثقه

رجال النجاشی ، ص ۱۵۹

معجم رجال الحدیث، ج ۸، ص ۱۰۲، رقم: ۴۳۹۱٫

ابو بصیر اسدی:

او یکی از اصحاب اجماع است که علمای شیعه اتفاق دارند اگر روایتی با سند صحیح به او منتهی شود، صحیح است. نجاشی در باره او می‌نویسد:

یحیى بن القاسم، أبو بصیر الأسدی، وقیل أبو محمد: ثقه، وجیه…

«یحیی بن قاسم، أبو بصیر أسدیو گفته شده أبو محمد: مورد اعتماد و بزرگ قوم و دارای قدر منزلت بوده است».

رجال النجاشی، ص۴۴۱؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۱، ص۷۹، رقم: ۱۳۵۹۹٫

۱۸٫غیبت کبری و غیبت صغری:

شیخ کلینی با سند صحیح از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که حضرت مهدی دارای دو غیب خواهد بود:

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ لِلْقَائِمِ‏ غَیْبَتَانِ‏ إِحْدَاهُمَا قَصِیرَهٌ وَ الْأُخْرَى طَوِیلَهٌ الْغَیْبَهُ الْأُولَى لَا یَعْلَمُ بِمَکَانِهِ فِیهَا إِلَّا خَاصَّهُ شِیعَتِهِ وَ الْأُخْرَى لَا یَعْلَمُ بِمَکَانِهِ فِیهَا إِلَّا خَاصَّهُ مَوَالِیهِ.

برای قائم علیه السلام دو غیبت است که یکی کوتاه و دیگری طولانی خواهد بود. در غیبت اول کسی جایگاه او را نمی‌داند؛ مگر شیعیان خاص آن حضرت و در غیب دیگر کسی جایگاهش را نمی‌داند؛ مگر خادمان خاص ایشان.

الکافی، ج‏۱، ص۳۴۰٫

بررسی سند روایت:

محمد بن یحیی العطار:

نجاشی می­گوید: او بزرگ شیعیان در زمان خود، شخصیت برجسته آنان بود و مورد اعتماد و اطمینان است. از وی احادیث بسیاری نقل شده است:

شیخ أصحابنا فی زمانه، ثقه، عین، کثیر الحدیث…

رجال النجاشی، ص۳۵۳؛‌ معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۳۳، رقم: ۱۲۰۱۰٫

محمد بن الحسین أبی الخطاب:

نجاشی می­گوید: وی فرد با عظمت در میان علمای شیعه بوده و بسیار گرانقدر است، روایات زیادی نقل کرده و مورد اعتماد استو دارای شخصیت برجسته بود. تألیفات خوبی داشت و روایات او اطمینان آور است:

جلیل من أصحابنا، عظیم القدر، کثیر الروایه، ثقه، عین، حسن التصانیف، مسکون إلى روایته…

رجال النجاشی، ص۳۳۴٫

و شیخ طوسیاو را با عنوان «کوفی ثقه» یاد می‌کند:

کوفی، ثقه.

رجال الطوسی، ص۳۷۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۳۰۸ ـ ۳۰۹، رقم: ۱۰۵۸۱٫

حسن بن محبوب:

شیخ طوسی می‌گوید که وی اهل کوفه و مورد اعتماد است. بسیار گرانقدر و یکی از ارکان چهارگانه عصر خویش بوده است:

کوفی، ثقه. وکان جلیل القدر، یعد فی الأرکان الأربعه فی عصره.

الفهرست، ص۹۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۶، ص۹۶، رقم: ۳۰۷۹٫

إسحاق بن عمار بن حیان الساباطی الصیرفی:

شیخ طوسی او را ثقه دانسته است:

إسحاق بن عمار، ثقه، له کتاب.

رجال الطوسی، ص ۳۳۱٫

معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۲۲۳، رقم: ۱۱۶۵

دسته هشتم: وظایف شیعیان در دروان غیبت

۱۹٫اگر امام شما غائب شد، آن را انکار نکنید:

شیخ کلینی با دو سند صحیح نقل می‌کند که امام صادق علیه السلام فرمود:

۱۰- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ‏ إِنْ بَلَغَکُمْ عَنْ صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَهٌ فَلَا تُنْکِرُوهَا.

اگراز  صاحب این امر (امام شما) خبر غیبتش رسید، او را انکار نکنید.

الکافی، ج‏۱، ص۳۳۸٫

این روایت با اندک تفاوت در سند،‌ در جای دیگر اصول کافی نیز نقل شده است:

۱۵- عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ‏ إِنْ بَلَغَکُمْ عَنْ صَاحِبِکُمْ غَیْبَهٌ فَلَا تُنْکِرُوهَا.

الکافی، ج‏۱، ص۳۴۰

بررسی سند روایت:

علی بن ابراهیم بن هاشم:

نجاشی در باره او می‌گوید: «علی بن ابراهیم قمی، در نقل حدیث مطمئن و مورد اعتماد است و مذهب صحیحی دارد».

القمی، ثقه فی الحدیث، ثبت، معتمد، صحیح المذهب.

رجال النجاشی، ص۲۶۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۲، ص۲۱۲، رقم: ۷۸۳۰٫

ابراهیم بن هاشم:

سید بن طاووس در سندی که ابراهیم بن هاشم در سلسله آن وجود دارد، گفته است که تمام روات آن مورد اعتماد هستند:

ورواه الحدیث ثقات بالاتفاق.

فلاح السائل، ص۱۵۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۲۹۱، رقم: ۳۳۲٫

محمد بن أبی عمیر:

وی از برترین راویان شیعه و از اصحاب اجماع به شمار می‌رود؛ یعنی از افرادی است که هر روایتی که با سند صحیح به آن‌ها برسد، شیعیان اتفاق بر قبول آن دارند.

نجاشی در باره او می­گوید: ویاز نظر ما و حتی مخالفان، عالم گرانقدر و والا مقام است:

جلیل القدر، عظیم المنزله فینا وعند المخالفین…

رجال النجاشی، ص۳۲۶

و شیخ طوسی می­گوید: وی مطمئن ترین، زاهدترین، با تقواترین و عابدترین شخص نزد شیعه و سنی است:

وکان من أوثق الناس عند الخاصه والعامه، وأنسکهم نسکا، وأورعهم وأعبدهم.

الفهرست، ص۲۱۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۲۹۱ ـ ۲۹۲، رقم: ۱۰۰۴۳٫

مقصود از «عده من أصحابنا» در این سند: «علی بن إبراهیم وعلی بن محمد بن عبد الله ابن أذینه وأحمد بن عبد الله بن أمیه وعلی بن الحسن» هستند که در مطمئن و مورد اعتماد بودن هیچ یک از آن‌ها تردیدی نیست. و دست کم وثاقت علی بن ابراهیم در همین جا بررسی شده است.

الحلی، الحسن بن یوسف، خلاصه الأقوال، ص۴۳۰، مؤسسه نشر الفقاهه ـ قم.

احمد بن محمد بن عیسی الأشعری:

وی از بزرگان قم و دارای منزلتی عظیم در میان آنان بود. شیخ طوسی می‌گوید:

شیخ قم، ووجیهها، وفقیهها.

الفهرست، ص۶۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۸۷، رقم: ۹۰۲٫

علی بن الحکم الأنباری:

شیخ طوسی او را مورد اعتماد و گرانقدر معرفی کرده است:

علی بن الحکم الکوفی، ثقه، جلیل القدر.

الفهرست، ص ۱۵۱٫

أَبو أَیُّوبَ الْخَزَّازِ:

نجاشی می‌گوید که او مورد اعتماد و دارای مقام بلند در نزد شیعیان بود:

إبراهیم بن عیسى أبو أیوب الخراز وقیل إبراهیم بن عثمان، روى عن أبی عبد الله وأبی الحسن علیهما السلام، ذکر ذلک أبو العباس فی کتابه، ثقه، کبیر المنزله له کتاب نوادر کثیر الرواه.

رجال النجاشی، ص۲۰

و شیخ طوسی نیز می‌گوید که او مورد اعتماد است:

إبراهیم بن عثمان، المکنى بابی أیوب، الخزاز الکوفی، ثقه. له أصل.

الفهرست، ص۴۱٫

محمد بن مسلم بن ریاح:

نجاشی می­گوید: او در میان شیعیان کوفه قدر و منزلت داشت. فقیهی با تقوا و از یارانامام باقر و امام صادق علیهما السلام است. او از این دو امام بزرگوار روایات زیادی نقل کرده و از مورد اعتماد ترین و مطمئن ترین افراد به شمار می­رود:

وجه أصحابنا بالکوفه، فقیه، ورع، صحب أبا جعفر وأبا عبد الله علیهما السلام، وروى عنهما، وکان من أوثق الناس.

رجال النجاشی، ص۳۲۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۸، ص۲۶۱، رقم: ۱۱۸۰۷

۲۰٫ به آن چه پیش از غیبت آموخته‌اید عمل کنید:

امام صادق علیه السلام به عبد الله بن سنان و ابو علی فرمودند، در زمان غیبت، به روایاتی که از ائمه به دست تان رسیده عمل کنید:

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ، عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِیرٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ، قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبِی عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، فَقَالَ: فَکَیْفَ أَنْتُمْ إِذَا صِرْتُمْ‏ فِی‏ حَالٍ‏ لَا تَرَوْنَ‏ فِیهَا إِمَامَ هُدًى؟ وَ لَا عَلَماً یُرَى؟ وَ لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا دُعَاءَ الْغَرِیقِ؟

فَقَالَ لَهُ أَبِی: إِذَا وَقَعَ هَذَا لَیْلًا فَکَیْفَ نَصْنَعُ؟

فَقَالَ: أَمَّا أَنْتَ فَلَا تُدْرِکُهُ، فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ، فَتَمَسَّکُوا بِمَا فِی أَیْدِیکُمْ، حَتَّى یَتَّضِحَ لَکُمُ الْأَمْرُ.

عبد الله بن سنان گوید: من و أبو علی بر امام صادق علیه السلام وارد شدیم؛ پس آن حضرت فرمود: چگونه خواهید بود آن هنگام که زندگی شما بگذرد؛ اما امام هدایت گر و پرچم نبینید. در این زمان کسی نجات نیابد مگر این که دعاء غریق بخواند؟

پدرم عرض کرد: اگر این وضعیت ظلمانی اتفاق بیفتد، چه کار کنیم؟

آن حضرت فرمود: اما تو آن زمان را درک نخواهی کرد، اگر چنین شد؛ به آن چه در دست شما است تمسک کنید (به آن چه از ائمه قبل آموخته‌اید، عمل کنید) تا این که وضعیت برای شما واضح شود.

الإمامه و التبصره من الحیره؛ النص؛ ص۱۲۷

بررسی سند روایت

محمد بن الحسن بن فروخ الصفار:

نجاشی می­گوید: در میان عالمان شیعه قم،دارای قدر و منزلت، مورد اعتماد، گرانقدر و برتر از دیگران بوده و روایات او، افتادگی کمتری داشت:

کان وجها فی أصحابنا القمیین، ثقه، عظیم القدر، راجحا، قلیل السقط فی الروایه.

رجال النجاشی، ص۳۵۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۶۳، رقم: ۱۰۵۳۲٫

عباس بن معروف:

نجاشی می‌گوید که او اهل قم و مورد اعتماد بوده است:

أبو الفضل مولى جعفر بن [ عمران بن ] عبد الله الأشعری، قمی، ثقه.

رجال النجاشی ، ص ۲۸۱٫

و شیخ طوسی می‌گوید که خود او مورد اعتماد و روایتش صحیح است:

العباس بن معروف، قمی، ثقه صحیح، مولی جعفر بن عمران بن عبد الله الأشعری.

رجال الطوسی، ص ۳۶۱٫

علی بن مهزیار

مرحوم نجاشی می‌گوید که وکیل امام جواد علیه السلام بود و نزد آن حضرت جایگاه ویژه‌ای داشت. همچنین در نقل روایت مورد اعتماد است و هیچ اشکالی نمی‌توان به او گرفت، اعتقادش صحیح است و کتاب‌های مشهوری نوشته است:

علی بن مهزیار الأهوازی أبو الحسن دورقی الأصل، مولى…

وروى عن الرضا وأبی جعفر علیهما السلام، واختص بأبی جعفر الثانی [ علیهالسلام ] وتوکل له وعظم محله منه، وکذلک أبو الحسن الثالث علیه السلام وتوکللهم فی بعض النواحی، وخرجت إلى الشیعه فیه توقیعات بکل خیر، وکان ثقه فیروایته لا یطعن علیه، صحیحا اعتقاده.وصنف الکتب المشهوره.

رجال النجاشی، ص۲۵۳

و شیخ طوسی می‌گوید:

او بسیار گرانقدر بود، روایات زیادی نقل کرد و مورد اعتماد است:

علی بن مهزیار الأهوازی رحمه الله، جلیل القدر، واسع الروایه، ثقه، له ثلاثه وثلاثون کتابا.

الفهرست، ص۱۵۲٫

حسن بن محبوب:

شیخ طوسی می‌گوید که وی اهل کوفه و مورد اعتماد است. بسیار گرانقدر و یکی از ارکان چهارگانه عصر خویش بوده است:

کوفی، ثقه. وکان جلیل القدر، یعد فی الأرکان الأربعه فی عصره.

الفهرست، ص۹۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۶، ص۹۶، رقم: ۳۰۷۹٫

حماد بن عیسی:

وی از بزرگان شیعه در نقل حدیث، مورد اعتماد و بسیار صادق است. نجاشی از او با عنوان: «وکان ثقه فی حدیثه، صدوقا» یاد کرده است.

رجال النجاشی، ص۱۴۲

و شیخ طوسی نیز او را مورد اعتماد دانسته است.

ثقه.

الفهرست، ص۱۱۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۲۳۶ـ۲۳۷، رقم: ۳۹۷۲٫

إسحاق بن جریر:

نجاشی او را مورد اعتماد دانسته است:

إسحاق بن جریر بن یزید بن جریر بن عبد الله البجلی، أبو یعقوب، ثقه.

رجال النجاشی، ص۷۱٫

عبد الله بن سنان:

نجاشیدر باره او می­گوید: وی اهل کوفه و از علمای مورد اطمینان ما شیعیانو بسیار گرامی است و هیچ عیبی از آن نمی­توان جست… بسیاری از علمای ما از وی روایاتی نقل کرده‌اند؛ زیرا نزد بزرگانشیعه، مردی بزرگ و مورد اطمینان به شمار می­رود:

کوفی، ثقه، من أصحابنا، جلیل لا یطعن علیه فی شئ…. روى هذه الکتب عنه جماعات من أصحابنا لعظمه فی الطائفه، وثقته وجلالته.

رجال النجاشی، ص۲۱۴٫

شیخ طوسی می­گوید: عبد الله بن سنان مردی مورد اعتماد است.

عبد الله بن سنان، ثقه له کتاب.

الفهرست، ص۱۶۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۲۲۴، رقم: ۶۹۱۹٫

۲۱٫هرکس امام زمانش را بشناسد، انگار که با حضرت قائم علیه السلام در خیمه‌اش حضور دارد:

امام صادق علیه السلام به حمران بن اعین فرمودند: امامت را بشناس اگر شناختی، تقدم و تأخیر ظهورش به تو ضرری نمی‌رساند و مثل کسی هستی که در خیمه حضرت با آن حضرت باشد:

۷- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ قَالَ حَدَّثَنِی یَحْیَى بْنُ زَکَرِیَّا بْنِ شَیْبَانَ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَهَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: اعْرِفْ إِمَامَکَ فَإِذَا عَرَفْتَهُ لَمْ یَضُرَّکَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَمْ تَأَخَّرَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»‏ فَمَنْ‏ عَرَفَ‏ إِمَامَهُ‏ کَانَ‏ کَمَنْ‏ هُوَ فِی فُسْطَاطِ الْقَائِمِ علیه السلام.

امام صادق علیه السلام فرمود: امامت را بشناس؛ زیرا زمانی که امامت را شناختی، جلو افتادن و یا به تأخیر افتادن این امر ضرری به تو نمی‌زند. به درستی که خداوند فرموده است: «روزى که هر گروهى را با پیشوایشان فرا مى‏خوانیم» پس کسی که امامش را بشناسد؛ همانند کسی است که با قائم علیه السلام در خیمه‌اش باشد.

ابن أبی زینب النعمانی، أبو عبد الله محمد بن ابن إبراهیم بن جعفر الکاتب (متوفای۳۶۰هـ)، الغیبه، ص ۳۵۲، تحقیق: فارس حسون کریم، ناشر: أنوار الهدی ـ قم، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۲هـ.

بررسی سند روایت:

احمد بن محمد بن سعید:

نجاشی در باره او می‌گوید:

هذا رجل جلیل فی أصحاب الحدیث، مشهور بالحفظ، والحکایات تختلف عنه فی الحفظ وعظمه، وکان کوفیا زیدیا جارودیا على ذلک حتى مات، وذکره أصحابنا لاختلاطه بهم ومداخلته إیاهم وعظم محله وثقته وأمانته.

این شخص نزد اصحاب حدیث قدر و منزلت داشت، در حفظ مشهور بود، خبرهای زیادی در باره حفظ و عظمت او نقل شده است. اهل کوفه و پیرو فرقه جارودیه از مذهب زیدیه بود و تا آخر عمر بر این مذهب ماند. شیعیان از او به خاطر این که زیاد با آن‌ها رفت و آمد داشت و همچنین به خاطر جایگاه بزرگ او، مورد اعتماد و امانت‌داریش، از او یاد کرده‌اند.

رجال النجاشی، ص۹۴٫

و شیخ طوسی می‌گوید:

وأمره فی الثقه والجلاله وعظم الحفظ أشهر من أن یذکر

وضیعت او در وثاقت و جلالت، و حافظه قوی، مشهورتر از آن است که ذکر شود.

الفهرست، ص۷۳٫

یحیى بن زکریا بن شیبان:

نجاشی می‌گوید که او بزرگ، مورد اعتماد و بسیار راستگو بود و نمی‌توان به او اشکالی وارد کرد:

الشیخ، الثقه، الصدوق، لا یطعن علیه.

رجال النجاشی، ص۴۴۲٫

علی بن سیف بن عمیره:

نجاشی می‌گوید که او مورد اعتماد است:

علی بن سیف بن عمیره النخعی أبو الحسین کوفی، مولى، ثقهز

رجال النجاشی، ص۲۷۸

سیف بن عمیره:

شیخ طوسی او را توثیق کرده است:

ثقه، کوفی نخعی عربی.

الفهرست، ص۱۴۰٫

حمران بن أعین:

روایات فراوانی در کتاب‌های شیعه در باره جلالت و عظمت حمران ابن أعین نقل شده است که حضرت آیت الله العظمی خوئی پس از نقل آن‌ها می‌گوید:

وهذه الروایات وإن کانت أکثرها ضعیفه السند إلا أن فی المعتبره منها کفایه فی إثبات جلاله حمران، وقد تقدم فی ترجمه أویس القرنی حدیث أسباط ابن سالم عن أبی الحسن موسى علیه السلام، أن حمران بن أعین، من حواری محمد بن علی وجعفر بن محمد علیهم السلام.

این روایت اگر چه اکثر آن‌ها ضعیف هستند؛ ولی روایات معتبری نیز در این میان وجود دارد که برای اثبات جلالت و عظمت او کفایت می‌کند. در ترجمه اویس قرنی حدیث اسباط بن سالم گذشت که امام کاظم علیه السلام فرمود: حمران بن أعین از حواری (اصحاب خاص) امام باقر و امام صادق علیه السلام بوده است.

معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۲۷۳

بنابراین در وثاقت او شکی نیست.

۲۲٫ اگر دورانی رسید که امام خود را نیافتید، به خداوند پناه ببرید و…

شیخ صدوق در کتاب کمال الدین می‌نویسد:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِیدِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى ومُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ والْهَیْثَمُ بْنُ أَبِی مَسْرُوقٍ النَّهْدِیُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ السَّرَّادِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی حَمْزَهَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ:

إِنَّ أَقْرَبَ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وجَلَّ وأَعْلَمَهُمْ بِهِ وأَرْأَفَهُمْ بِالنَّاسِ مُحَمَّدٌ صلى الله علیه وآله والْأَئِمَّهُ علیه السلام فَادْخُلُوا أَیْنَ‏ دَخَلُوا وفَارِقُوا مَنْ فَارَقُوا. ـ عَنَى بِذَلِکَ حُسَیْناً ووُلْدَهُ علیهم السلام ـ فَإِنَّ الْحَقَّ فِیهِمْ وهُمُ الْأَوْصِیَاءُ ومِنْهُمُ الْأَئِمَّهُ فَأَیْنَمَا رَأَیْتُمُوهُمْ فَاتَّبِعُوهُمْ وإِنْ أَصْبَحْتُمْ یَوْماً لَا تَرَوْنَ مِنْهُمْ أَحَداً فَاسْتَغِیثُوا بِاللَّهِ عَزَّ وجَلَّ وانْظُرُوا السُّنَّهَ الَّتِی کُنْتُمْ عَلَیْهَا واتَّبِعُوهَا وأَحِبُّوا مَنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ وأَبْغِضُوا مَنْ کُنْتُمْ تُبْغِضُونَ فَمَا أَسْرَعَ مَا یَأْتِیکُمُ الْفَرَجُ‏.

«ابو حمزه ثمالى گفت: شنیدم امام باقر علیه السلام می‌فرمود: به راستى نزدیکترین مردم به خداى عز و جل و داناترشان به او و آشناترین آنان نسبت به مردم، محمد و ائمه صلوات اللَّه علیهم هستند. پس هر جا که آن‌ها وارد شدند، شما نیز وارد شوید و آن‌ها از هر کس که جدا شدند شما هم جدا شوید ـ مقصود امام حسین  علیه السلام است و فرزندانش ـ زیرا که حق با آنها است. چه اوصیاى خوبی هستند! و امامان امت از آنها هستند. هر کجا آنها را دیدید از آنها پیروى کنید. اگر روزى شد که هیچ کسى از آنها را ندیدید؛ پس از خداى عز و جل طلب یارى کنید و از همان روشى که داشتید، پیروى کنید. کسانی را که دوست داشتید، دوست بدارید و با کسانى که آنها را دشمن مى‏داشتید، همچنان دشمن باشید. در این صورت به زودی فرج شما سرخواهد رسید».

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى۳۸۱هـ)، کمال الدین و تمام النعمه، ج‏۱، ص۳۲۸، ح۳۲، ناشر:‌ اسلامیه ـ تهران‏، الطبعه الثانیه‏، ۱۳۹۵ هـ.

در این روایت امام دورانی را پیش بینی می‌کند که شیعیان امام خود را نخواهند دید و می‌فرماید که در این دوران شیعه وظیفه دارد به روش گذشته خود که از ائمه گذشته یاد گرفته‌اند عمل نمایند و…

بررسی سند روایت

محمد بن الحسن بن ولید:

نجاشی می‌گوید که او بزرگ مردم قم، فقیه باسابقه و پیش کسوت بود و دارای قدر و منزلت عظیمی است و شخصیت برجسته‌ای دارد:

شیخ القمیین وفقیههم، ومتقدمهم ووجههم ثقه ثقه، عین…

رجال النجاشی، ص۳۸٫

و شیخ طوسی می‌گوید که وی عالم گرانقدر، آگاه به علم رجالو در فقه تسلط کافی داشت و مورد اعتماد بود:

جلیل القدر، عارف بالرجال، موثوق به… جلیل القدر، بصیر بالفقه، ثقه.

الفهرست، ص۲۳۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۲۰، رقم: ۱۰۴۹۰٫

محمد بن الحسن بن فروخ الصفار:

نجاشی می­گوید: در میان عالمان شیعه قم،دارای قدر و منزلت، مورد اعتماد، گرانقدر و برتر از دیگران بوده و روایات او، افتادگی کمتری داشت:

کان وجها فی أصحابنا القمیین، ثقه، عظیم القدر، راجحا، قلیل السقط فی الروایه.

رجال النجاشی، ص۳۵۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۶۳، رقم: ۱۰۵۳۲٫

محمد بن الحسین أبی الخطاب:

نجاشی می­گوید: وی فرد با عظمت در میان علمای شیعه بوده و بسیار گرانقدر است، روایات زیادی نقل کرده و مورد اعتماد استو دارای شخصیت برجسته بود. تألیفات خوبی داشت و روایات او اطمینان آور است:

جلیل من أصحابنا، عظیم القدر، کثیر الروایه، ثقه، عین، حسن التصانیف، مسکون إلى روایته…

رجال النجاشی، ص۳۳۴٫

و شیخ طوسیاو را با عنوان «کوفی ثقه» یاد می‌کند:

کوفی، ثقه.

رجال الطوسی، ص۳۷۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۳۰۸ ـ ۳۰۹، رقم: ۱۰۵۸۱٫

حسن بن محبوب:

شیخ طوسی می‌گوید که وی اهل کوفه و مورد اعتماد است. بسیار گرانقدر و یکی از ارکان چهارگانه عصر خویش بوده است:

کوفی، ثقه. وکان جلیل القدر، یعد فی الأرکان الأربعه فی عصره.

الفهرست، ص۹۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۶، ص۹۶، رقم: ۳۰۷۹٫

علی بن رئاب:

شیخ طوسی می­گوید: علی بن رئاب اهل کوفه و کتاب او یکی از اصول (چهارصدگانه حدیث شیعه در زمان ائمه) بود. وی بسیار گرانقدر و مورد اعتماد بود:

علی بن رئاب الکوفی: له أصل کبیر، وهو ثقه جلیل القدر.

الفهرست، ص۱۵۱؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۳، ص۲۰، رقم: ۸۱۳۹٫

ابو حمزه الثمالی:

ثابت بن دینار یا ثابت أبی صفیه،‌ مشهور به أبو حمزه ثمالی، از یاران خاص امام سجاد علیه السلام بود و توسط بزرگان شیعه توثیق شده است. شیخ طوسی گفته است که او مورد اعتماد بود:

ثقه.

الفهرست، ص۹۰٫

و نجاشی در باره او می‌نویسد:

وی از اهالی کوفه و مورد اعتماد است. از شیعیان برگزیده، تأیید شده و مورد اعتماد آنان در نقل روایت به شمار می­رود:

کوفی، ثقه… وکان من خیار أصحابنا وثقاتهم، ومعتمدیهم، فی الروایه والحدیث.

رجال النجاشی، ص۱۱۵٫

و شیخ صدوق نیز در مشیخه کتاب من لایحضره الفقیه در توصیف او می‌نویسد:

وهو ثقه، عدل.

من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۴۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۲۹۲ ـ۲۹۴٫

۲۳٫در دوران غیبت بر اعتقادتان استوار بمانید:

امام صادق علیه السلام به زاره توصیه فرمود که در زمان غیبت بر اعتقاداتی‌که دارید استوار بمانید:

۱۲۳ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ، عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ، عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ، عَنْ زُرَارَهَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ‏:

یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ إِمَامُهُمْ. فَقُلْتُ لَهُ: مَا یَصْنَعُ النَّاسُ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ؟ قَالَ: یَتَمَسَّکُونَ بِالْأَمْرِ الَّذِی هُمْ عَلَیْهِ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ‏.

زمانی بر مردم خواهد گذشت که امام آن‌ها غائب می‌شود. سؤال کردم، وظیفه مردم در آن زمان چیست؟ فرمود: بر همان طریقه‌ای که دارند بمانند تا مطلب بر آن‌ها روشن شود.

القمی، أبو الحسن علی بن الحسین بن بابویه (متوفای ۳۲۹هـ )، الإمامه والتبصره من الحیره، ص۱۲۵، تحقیق و نشر: مدرسه الإمام المهدی ـ قم، الطبعه: الأولى،۱۴۰۴ هـ ـ ۱۳۶۳ش.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى۳۸۱هـ)، کمال الدین و تمام النعمه، ص ۳۵۰،  تحقیق: علی اکبر الغفاری، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ( التابعه ) لجماعه المدرسین ـ قم، ۱۴۰۵هـ.

بررسی سند روایت

عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ:

نجاشی می طویى که او بزرگ قمی‌ها و چهره سرشناس آنان بود:

عبد الله بن جعفر بن الحسین بن مالک بن جامع الحمیری أبو العباس القمی. شیخ القمیین و وجههم.

رجال النجاشی، ص ۲۱۹

و شیخ طوسی نیز او را در فهرست و رجالش توثیق کرده است:

علیه السلام جعفر الحمیری القمی، یکنى أبا العباس، ثقه….

الفهرست، ص۱۶۸٫

عبد الله بن جعفر الحمیری، قمی، ثقه.

رجال الطوسی، ص ۴۰۰

ایوب بن نوح:

مرحوم نجاشی می‌گوید که او وکیل امام جواد و امام هادی علیهما السلام بوده و در نزد آن دو امام همان جایگاه بلندی داشت، امین و بسیار با تقوا بود، زیاد عبادت می‌کرد و در نقل روایت مورد اعتماد بود:

کان وکیلا لأبی الحسن وأبی محمد علیهما السلام، عظیم المنزله عندهما، مأمونا، وکان شدید الورع، کثیر العباده، ثقه فی روایاته.

رجال النجاشی، ص ۱۰۲٫

شیخ طوسی نیز او را توثیق کرده است:

أیوب بن نوح بن دراج، ثقه.

الفهرست، ص ۵۶

معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۱۷۰

محمد بن أبی عمیر:

وی از برترین راویان شیعه و از اصحاب اجماع به شمار می‌رود؛ یعنی از افرادی است که هر روایتی که با سند صحیح به آن‌ها برسد، شیعیان اتفاق بر قبول آن دارند.

نجاشی در باره او می­گوید: ویاز نظر ما و حتی مخالفان، عالم گرانقدر و والا مقام است:

جلیل القدر، عظیم المنزله فینا وعند المخالفین…

رجال النجاشی، ص۳۲۶٫

و شیخ طوسی می­گوید: وی مطمئن ترین، زاهدترین، با تقواترین و عابدترین شخص نزد شیعه و سنی است:

وکان من أوثق الناس عند الخاصه والعامه، وأنسکهم نسکا، وأورعهم وأعبدهم.

الفهرست، ص۲۱۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۲۹۱ ـ ۲۹۲، رقم: ۱۰۰۴۳٫

جمیل بن دراج:

نجاشی به نقل ابن فضال می‌نویسد که او بزرگ و چهره سرشناس شیعیان و مورد اعتماد بود:

وقال ابن فضال: أبو محمد شیخنا ووجه الطائفه، ثقه.

رجال النجاشی، ص۱۲۶

و شیخ طوسی نیز او را توثیق کرده است:

جمیل بن دراج. له أصل – وهو ثقه

الفهرست، ص ۹۴

معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۱۲۲

زراره بن أعین:

نجاشی می­گوید که اوبزرگ شیعیان در زمان خود،با سابقه و پیش کسوت آنان، قاری، فقیه، متکلم، شاعر و ادیب بود… و در نقل احادیث بسیار راستگو بود:

شیخ أصحابنا فی زمانه ومتقدمهم، وکان قارئا فقیها متکلما شاعرا أدیبا… صادقا فیما یرویه.

رجال النجاشی، ص۱۷۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۸، ص۲۲۵، رقم: ۴۶۷۱٫

۲۴٫مردم دوران غیبت، نزدیک‌ترین افراد به خداوند

این روایت را شیخ صدوق چنین نقل می‌کند:

۱۷- حَدَّثَنَا أَبِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ جَمِیعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَأَرْضَى مَا یَکُونُ عَنْهُ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّهَ اللَّهِ‏ فَلَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ وَحُجِبَ عَنْهُمْ فَلَمْ یَعْلَمُوا بِمَکَانِهِ وَهُمْ فِی ذَلِکَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَا تَبْطُلُ حُجَجُ اللَّهِ وَلَا بَیِّنَاتُهُ فَعِنْدَهَا فَلْیَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَمَسَاءً وَإِنَّ أَشَدَّ مَا یَکُونُ غَضَباً عَلَى أَعْدَائِهِ إِذَا أَفْقَدَهُمْ حُجَّتَهُ فَلَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ وَقَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِیَاءَهُ لَا یَرْتَابُونَ وَلَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ یَرْتَابُونَ مَا أَفْقَدَهُمْ حُجَّتَهُ طَرْفَهَ عَیْنٍ.

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: بهترین زمانی که خداوند به بندگانش نزدیک و از آنها خشنود است، هنگامى است که مردم حجت خدا را از دست بدهند؛ و او براى آنها آشکار نشود و از نظر آنها غائب گردد، و آنها ندانند جاى او کجاست.

با این حال این بندگان می‌دانند که حجت‌های الهی و نشانه‏هاى او، از میان نرفته است. در آن موقع صبح و شام منتظر فرج و ظهور باشید.

و سخت‏ترین زمانی که خداوند بر دشمنانش غضب می‌کند، هنگامى است، که خداوند حجت خود را از میان آنها بیرون ببرد و براى آنها آشکار نکند، و این در موقعى است که خداوند میداند دوستانش (در باره حجت خدا) تردید ندارند، و اگر بداند که در بودن و نبودن وى شک دارند به مقدار یک چشم بهم زدن او را غائب نمی‌کند!

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى۳۸۱هـ)، کمال الدین و تمام النعمه، ص۳۳۹، تحقیق: علی اکبر الغفاری، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ( التابعه ) لجماعه المدرسین ـ قم، ۱۴۰۵هـ.

بررسی سند روایت:

علی بن الحسین بن بابویه:

او از فقها و از موثقین و علماء قم است، نجاشی در باره او می‌گوید:

شیخ القمیین فی عصره ومتقدمهم، وفقیههم، وثقتهم…

رجال النجاشی، ص۲۶۱

و شیخ طوسی او را از فقهای بزرگ شیعه و ثقه می‌داند:

کان فقیها، جلیلا، ثقه.

الفهرست، ص۱۵۷

محمد بن الحسن بن ولید:

نجاشی می‌گوید که او بزرگ مردم قم، فقیه باسابقه و پیش کسوت بود و دارای قدر و منزلت عظیمی است و شخصیت برجسته‌ای دارد:

شیخ القمیین وفقیههم، ومتقدمهم ووجههم ثقه ثقه، عین…

رجال النجاشی، ص۳۸٫

و شیخ طوسی می‌گوید که وی عالمی گرانقدر، آگاه به علم رجالو در فقه تسلط کافی داشت و مورد اعتماد بود:

جلیل القدر، عارف بالرجال، موثوق به… جلیل القدر، بصیر بالفقه، ثقه.

الفهرست، ص۲۳۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۲۰، رقم: ۱۰۴۹۰٫

احمد بن محمد بن عیسی الأشعری:

وی از بزرگان قم و دارای منزلتی عظیم در میان آنان بود. شیخ طوسی می‌گوید:

شیخ قم، ووجیهها، وفقیهها.

الفهرست، ص۶۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۸۷، رقم: ۹۰۲٫

الحسن بن محبوب:

شیخ طوسی می‌گوید که وی اهل کوفه و مورد اعتماد است. بسیار گرانقدر و یکی از ارکان چهارگانه عصر خویش بوده است:

کوفی، ثقه. وکان جلیل القدر، یعد فی الأرکان الأربعه فی عصره.

الفهرست، ص۹۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۶، ص۹۶، رقم: ۳۰۷۹٫

محمد بن علی بن النعمان الأحول:

شیخ طوسی در باره ایشان می‌نویسد:

یلقب عندنا مؤمن الطاق، ویلقبه المخالفون بشیطان الطاق، وهو من أصحاب الإمام جعفر الصادق علیه السلام وکان ثقه، متکلما، حاذقا، حاضر الجواب.

« ما محمد بن علی بن نعمان الاحول به نام «مؤمن الطاق» می‌شناسیم؛ اما مخالفان او لقب «شیطان الطاق» را به وی داده­اند. او از اصحاب و یاران امام جعفر صادقpو مورد اعتماد بود. وی سخنور، زیرک بود و برای هر سؤالییک پاسخ سریع و آماده داشت».

الفهرست، ص۲۰۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۸، ص۳۵، رقم: ۱۱۳۸۷٫

دسته نهم: تأویل آیات در باره حضرت مهدی علیه السلام

۲۵٫ حضرت حجت علیه السلام آیت منتظره خداوند

امام صادق علیه السلام در ذیل آیه « یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ» می‌فرماید که آیت منتظره، حضرت قائم علیه السلام است:

حَدَّثَنَا أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ: حدثنا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ‏، أَنَّهُ قَالَ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ». (الأنعام/۱۵۸)

فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: الْآیَاتُ هُمُ الْأَئِمَّهُ، وَالْآیَهُ الْمُنْتَظَرَهُ هُوَ الْقَائِمُ عَلَیْهِ السَّلَامُ، فَیَوْمَئِذٍ لَا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلِ قِیَامِهِ بِالسَّیْفِ، وَإِنْ آمَنَتْ بِمَنْ تَقَدَّمَ مِنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ‏.

علىّ بن رئاب از امام صادق علیه السّلام روایت کند که در تأویل این آیه قرآن: «اما آن روز که بعضى از آیات پروردگارت تحقّق پذیرد، ایمان‏آوردن افرادى که قبلًا ایمان نیاورده‏اند، یا در ایمانشان عمل نیکى انجام نداده‏اند، سودى به حالشان نخواهد داشت» فرمود:

آیات عبارت از ائمّه هستند و آیه منتظره قائم علیه السّلام است، و در آن روز ایمان کسى که پیش از قیام او با شمشیر ایمان نیاورده باشد سودى ندارد، گرچه به پدرانش ایمان آورده باشد.

کمال الدین وتمام النعمه، ص ۱۸

۲۶٫ امام زمان علیه السلام نعمت باطنی خداوند

این روایت از امام موسی بن جعفر در تفسیر آیه «وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهً وَباطِنَهً» بیان شده است:

– حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِیَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی أَحْمَدَ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ الْأَزْدِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ سَیِّ%

همچنین ببینید

دلایل قرآنی راز طول عمر امام زمان (عج)

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز در ذیل آیه ۱۴ سوره عنکبوت درباره ...